تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
دولت عليه مىباشم از تصرف ايشان درآورده به تصرف برادر خود حسن خان داد خود در آستانهء متبركه امام ثامن ضامن به عنوان بست نشست و آصف الدوله در خدمت والدهء پادشاه مرحوم قبل از وقوع و ظهور اين حكايات از دارالخلافه روانه شده از سرحد ايران گذشته وارد مملكت روم شده بودند .

ذكر شمه‌اى از احوالات سيد على محمد مشهور به باب

سيد على محمد از سادات دارالعلم شيراز و احوالات او از قرارى كه از علماى ذوى الاحترام مسموع شده تحرير مىشود . سيد مشاراليه در اوايل حال چند سال به تحصيل علوم دينيه پرداخته و در بين تحصيل مشغول به رياضات و مجاهدات نفسانى مىشد . از جناب علامى فهامى مجتهد العصر و الزمانى حاجى آقا حسين امام جمعهء خوى مسموع شد كه او را در وقت گرفتارى در منزل ميانج آذربايجان ملاقات كردم و از اندازهء تحصيل و حاصل آن استعلام نمودم مىفرمود كه چندان پايه در فضل و علوم ظاهرى نداشت بلكه در اخلاق نيز چندان كسبى ننموده چنان‌كه در مجلس ملاقات برادرزادهء حاجى ميرزا آقاسى همراه من بود ، قبل از معرفت به حال او با من اظهار الفت و و داد مىنمود پس از آن‌كه دانست برادرزادهء حاجى ميرزا در مجلس است با او تكلم آغاز كرده سخنان ملايم گفته خفض جناح بسيار نسبت به او نمود و باز حاجى آقا حسين مىفرمودند كه چون مشغول به رياضت شده است و در عالم رياضت به مقامى كه بايست و شايست نرسيده و نيز چندان ظرفيت نداشته از احوالاتى كه در عالم رياضت به او عارض شده در شناخت وجود خود خبط و خطا نموده است و ادعاهايى را كه مناسب مقام و احوال او نيست مىنمايد . همچنين از جناب علّامه فهامه مجتهد العصر و الزمانى ميرزا محمد جعفر تويسركانى رحمة اللّه مسموع شد كه در حين زيارت عتبات عاليات جمعى از مريدان او را ديدم كه نقش نگين انگشترى ايشان بود كه : « لا إله الّا اللّه محمد رسول اللّه على محمد باب اللّه » و مجتهد مرحوم مىفرمود كه در كلماتى كه به زبان عربى گفته و اسم او را قرآن ناميده