تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢

ذكر شمه‌اى از احوال آذربايجان تا هنگام ورود اميرزاده خسرو ميرزا براى بردن لشكر از ولايت آذربايجان به خراسان

چون امر سرحد روان دز از طرف اروميه و ساوجبلاغ و سلدوز به سبب تقلبات مير روان دز مختل آمد او محال لاهيجان و صدك را با قراى زيوه و مسكان متصرف شد و قراچوم آقا را با پانصد نفر تفنگچى به قلعهء سردشت فرستاد و در قصبهء اشنويه داروغه و مستأجر نشاند و ابراهيم خان سردار از ضبط آن ولايت عاجز آمد . محمد خان امير نظام اين وقايع را به عرض نايب السلطنه رسانيد و سركار نايب السلطنه در وقتى كه به يورش قوچان مىرفتند حكم صريح به محمد خان امير نظام فرستادند كه انضباط امر آن مملكت را از اين دعاگوى دولت شاهى خواهند و به اين دعاگوى دولت شاهى نيز حكم محكم در اين باب صادر شده بود لهذا محمد خان امير نظام خواهش نمود كه اين دعاگوى دولت از خوى به دار السلطنهء تبريز رفته در آنجا با محمد خان امير نظام گفتگوى امور دولتى آن سرحد را نموده قرار و مدارى در دار السلطنهء تبريز داده شود كه امورات آن ولايت به استحضار طرفين منسق و منتظم گردد لهذا اين دعاگوى دولت پادشاهى به تبريز رفته بعد از ملاقات و گفتگو با محمد خان امير نظام قرار آن شد كه محمد خان سرتيپ ايروانى را با فوج نظام افشار و سوارهء مقدم و قراپاق و سوارهء مكرى به سردشت فرستند و بعد از اتمام امر آنجا گوشمالى به مير رواندز داده شود كه من‌بعد پا در دايرهء بىدولتى و خودسرى نگذارد و اين دعاگوى دولت نيز با جمعيت خوى به اروميه رفته امر اشنويه و محالات اكراد را كه به هم برآمده بود انتظام دهد و قرار مال ديوانى اروميه را داده اغتشاش آن ولايت را رفع نمايد . بعد از اين مصلحت و قرارداد محمد خان سرتيپ ايروانى روانهء محل سردشت شد و اين دعاگوى دولت نيز با چهار عراده توپ و چهارصد نفر صالدات كه از فرارى لشكر روس تازه جمع شده بودند با ششصد نفر از سربازان جديد خوى و هزار نفر از سواران حيدرانلو و زيلان و سپيكى از راه سلماس به اروميه رفته ابراهيم بيك قراباغى كه تحويلدار ماليات اروميه بود به محض شنيدن وصول اين دعاگو براى محاسبهء ولايتى از راه مرحمت آباد و ساوجبلاغ به خمسه و طارم گريخته مدتى در قراى آن ولايت به خفيه