تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
ميرزا على ، رضا قلى خان و جعفر قلى خان بجنوردى را با شمشير و كفن از قلعهء قوچان برداشته به اردوى نايب السلطنه رسانيد و سركار نايب السلطنه جان او را عفو فرموده قراول احترام بر او گماشتند و دو فوج از لشكريان نظام را با قاسم خان سرتيپ به ميان قلعه فرستاده حكم به گرفتن شمخال‌ها و ضبط توپ‌هاى قوچانيان نموده مقرر فرمودند بعد از يراق‌چين ، تفنگچيان خراسان را از قلعهء قوچان بيرون كرده به اوطان خود مرخص نمايند و قاسم خان به قلعهء قوچان وارد شده به مأموريت خود اقدام نمايد . صبح روز جمعهء بيست و پنجم ربيع الثانى هزار و دويست و چهل و هشت سركار نايب السلطنه با دل‌خوشى تمام فوج صالدات روس را با دو فوج ديگر حاضر فرموده به نفس نفيس با افواج مذكوره وارد قلعهء قوچان شدند و چنين امرى كه هرگز در مخيلهء امناى دولت خاقانى نمىگذشت بعد از فضل خدا در قليل مدتى به نيروى دولت قاهره به سعى و اهتمام نايب السلطنه به انجام رسيده پيك بشارت به دارالخلافه روانه شده عرضه داشت اين فتوحات را به خدمت خاقان مغفور نمودند و جناب قائم‌مقام در نوشتجاتى كه به دارالخلافه نوشته بود قصيده‌اى به مناسبت آن زمان و آن اوقات گفته و فرستاده بود ، اين دو بيت از مطلع آن قصيده است :
موت و حياتى كه خير خلق زمين است * زندگى آصف است و مرگ امين است وين دو به وقتى بود كه پيك بشارت * بر در شاهنشه زمان و زمين است
القصه بعد از تسخير قلعهء قوچان به هدم بنيان آن قلعهء سپهراساس حكم نايب السلطنه صادر شده قلعه را با خاك يكسان نمودند و در ايام توقف اردوى مبارك در كنار قوچان يار محمد خان وزير هرات از طرف شاهزاده كامران با سيصد سوار به اسم رسالت و به عزم اطلاع از احوال لشكريان آذربايجان قريب به مشهد مقدس آمده از ورود اميرزاده و مقرب الخاقان ميرزا محمد على را كه در مشهد مقدس بودند خبر داده و ايشان او را اذن به رفتن خدمت سركار نايب السلطنه دادند و پس از فتح قوچان و مراجعت او به مشهد مقدس اميرزاده خسرو ميرزا و ميرزا محمد على مصلحت دولتى را در آن ديدند كه او را به احترام نگه دارند لهذا قراولان احترام بر سر او تعيين شده به همان احوال تا زمان وفات نايب السلطنه و مراجعت پادشاه مرحوم به آذربايجان در خراسان بود .