تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ نو ( شامل حوادث دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
معتمد الدوله مأمور داشتند كه به خدمت نايب السلطنه برساند و از اين طرف امناى دولت روسيه از طول زمان اقامت دهخوارقان استشعار مكر و حيله از طرف دولت ايران نموده و بعضى از اهل آذربايجان از راه دولتخواهى روسيه به ژنرال بسقويچ از حكايات اوضاع دارالخلافه مىگفتند و چون اثرى از گفتگوهاى مجلس دهخوارقان ظاهر نمىشد ژنرال بسقويچ فىالجمله احتمال خلاف داده به نايب السلطنه اعلام نمود كه از يك طرف اميرزاده بهرام ميرزا در مرحمت آباد اردو زده مىشنوم كه از افشار و كردستان و كرمانشاهان به دفعات لشكر به اردوى او مىرسند و از يك طرف محمد ميرزا و جهانگير ميرزا در قلعهء اردبيل نشسته از طالش و خلخال و رشت و شقاقى و شاهيسون جمعيت جمع مىنمايند و از طرف ديگر حسين خان سردار كه باعث برافروختن اين آتش است با شيخ على ميرزا در خمسه آمده به استعداد حرب و تدارك جنگ مشغولند و خود پادشاه ايران در دارالخلافه به استجماع لشكر ايران فرمان داده و حسنعلى ميرزا را از خراسان حركت داده و صاحب السلطنه ناميده مأمور به جنگ لشكر روس نموده است و شما مرا به قصبهء دهخوارقان آورده قريب به دو ماه است كه به امروز و فردا معطل ساخته‌ايد و از كار دولتى بازگذاشته‌ايد و در مدّت اين اقامت مخارج كلى براى لشكر عظيم كه همراه است كشيده شده ، حال تو از دو قسم بيرون نيست يا با دولت روس در مقام مكر و حيله مىباشى يا پادشاه ايران سخنان تو را وقرى نمىگذارد ، پس از انعقاد اين مجلس زياده از اين صلاح دولت روس نمىباشد شما پنج روز ديگر در امان دولت روس مىباشيد كه خود را به طرفى كشيده و ما نيز به تبريز مىرويم و از آنجا به هرچه مصلحت دولت باشد اقدام خواهيم كرد . نايب السلطنه از شنيدن اين سخن پريشان شده با وجود ناخوشى بدنى كه داشتند به منزل ژنرال بسقويچ رفته قبول نمودند كه زياده از پنج روز نمانند و ليكن خواهش كردند كه اگر اين تنخواه مقرر در اين طرف قاپلان كوه به قراولان لشكر روس رسيد ژنرال بسقويچ حكم دهد كه لشكر روس از محلى كه تنخواه رسيده قدم پيش نگذارند و در محل ديگر دوباره مجلس صلح منعقد شود و قرار فيما بين به همين قرار باشد كه بود . ژنرال بسقويچ در جواب گفته بود كه اين عهد را قبول نمودم و با تو قرار مىگذارم كه