اوضاع ايران را بدتر از پيش نمودند مستوفى الممالك نخست وزير آن زمان در نگاهدارى بىطرفى ايران كوشش بسيارى كرد و استقلال ايران را نگاهدارى .
شعر :
چه غم ديوار امت را كه دارد چون تو پشتيبان * چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتىبان
هنگام تاجگذارى احمد شاه بسيارى از شعراء و سخنوران او را ستايش كردند چنان كه در ديوانهاى آنان نوشته و در دسترس همگان نهاده شده نگارنده قصيدهاى را كه اديب فراهانى در ستايش احمد شاه سروده در اينجا مىآورم :
شعر :
آفتابىست تاج شاهنشاه * سايهگستر بفرق ظل اللّه
آفتابى فراز سايهء حق * سايهء ز آفتاب هشته كلاه
آفتابى كه زهره و مه و مهر * زير چترش همى برند پناه
سايهء كز فروغ او ريزد * عرق از چهر مهر و عارض ماه
آفتابى كه بىتجلى اوست * روز تاريك و روزگار سياه
سايهء زير سايهاش تابان * چتر و تيغ و نگين و افسر و گاه
چيست اين آفتاب ؟ تاج ملك * كيست اين سايه ؟ ذات اقدس شاه
غير تاج خدايگان ملوك * جز برويال شاه گردون جاه
شمس ديدى دمد ز مطلع ارض ؟ * سايه ديدى بچرخ زد خرگاه ؟
عقل بر هوش او شده است ضمين * عدل بر داد او ستاده گواه
داريوش كبير را ماند * چون برآيد فراز افسر و گاه
از دعا بر سرش زده رايت * در ركاب وى از قلوب سپاه
ابر دستش چو بر زمين بارد * بحر سازد به خون ديده شناه
لعل رويد بجاى لاله ز خاك * سيم خيزد همى بجاى گياه
پادشاه يگانه ذل عدوه * شهريار زمانه ظل بقاه
شاه آزاد زاد پاينده * عين حكمت عليه عين اللّه
هست يزدان هميشه باشد از آنك * سايه با سايهدار شد همراه
اى گشايندهء امور بفكر * اى نگهبان ملك و دين بنگاه
شكر للّه كه از جلوس تو گشت * بخت همراه و كار بر دلخواه
[ 821 - وضع مالى ايران در زمان قاجاريان . ]
821 من اثر السوء عباس پرويز در تاريخ ايران گويد : وضع مالى ايران از پايان پادشاهى مظفر الدين شاه قاجار رو بويرانى نهاد وامهاى بسيارى