شعر :
اى درونت برهنه از تقوى * كز برون جامهء ريا دارى
پردهء هفت رنك را بگذار * تو كه در خانه بوريا دارى
فتحعلى شاه قاجار را ديوانىست كه حدود سه هزار بيت شعر دارد و در ايران بچاپ رسيده و لقبش خاقان بوده اين مثنوى را كه بشيوهء قصيده در ستايش عمش آقا محمد خان سروده در اينجا مىآورم .
شعر :
جهانآفرين را ستايش سزاست * به پيش چنين شه نيايش رواست
چه ذات خدا را شهان مظهراند * ستايشگر ايشان ستايشگرند
ز دادار جانآفرين بيشمار * ستايش بر اين داور كامكار
محمد شه آنخسرو سرفراز * كه شد صعوه از عدلش انباز باز
شرف ديد از او افسر سرورى * قوى گشت از او دين پيغمبرى
برازندهء خلعت سروريست * طرازندهء تخت اسكندريست
همانا كه نوشيروان زنده شد * كه بيخ ستم از جهان كنده شد
كيومرث تا تاج بر سر نهاد * چنين پادشاهى ز مادر نزاد
چو آيد بميدان كين روز جنك * منوچهر چهر است و آرش خدنك
سليمان وقار است و قاآن كرم * سكندر شكوه و فريدون خدم
كمين چاكر اوست پور پشنك * سياووش هوشست و هوشنك شنك
اگر بشنود نامش از اضطراب * شود آب در خاك افراسياب
شها تا ابد نام تو زنده باد * بنام تو اين چرخ پاينده باد
تو آن پادشاهى كه در روزگار * عديلت نديده است ليل و نهار
ز عدل تو ايشاه وز داوريست * كه انباز با باز كبك دريست
فريدون جنكآور هوشمند * خديو جهانگير ضحاك بند
اگر برفرازد بر زمت درفش * درفشش شود در عزايش بنفش
كمين چاكر درگهت اردشير * برزم تو روبه شود نرهشير
شوى چيره رستم صفت روز جنك * باسفنديار و بپور پشنك
شها دور گردون بكام تو باد * فريدون فرخ غلام تو باد
زمين پايه بر عرش سائيده است * بعهد تو از بسكه باليده است
بود گردش چرخ نيلوفرى * در انگشت بختت چو خاكسترى