چند مقدمه در تاريخ نگارستان
[ مقدمه 1 ] ( تاريخ )
1 - پيشينيان از تاريخخوانى بهرههاى اخلاقى را در نظر داشتند ليك در اين روزگار گذشته از سودهاى اخلاقى كه بيشتر از سوانح مردان كلان و بزرگان جهان بهرهمند مىشود سودهاى ديگرى نيز بدست مىآيد از آنها :
يكم - تاريخ سرچشمهايست براى خردهكاريهاى جامعهشناسى زيرا بنگاههاى اجتماعى در نهاد كنونى بميانجى آميزش و آميختگى كه دارد نمىتواند آميغها را آشكارا براى ما بازنمايد ليك چون دگرگونى هر بنگاهى را در نظر گيريم و از ريخت و روش نخستين آن آغاز كنيم آميغهاى اجتماعى بر ما روشن مىشود اينستكه در كاوش همهء پديدههاى اجتماعى اعم از كيش و زبان و اقتصاد ، حقوق ، اخلاق نيازمند بتاريخ هستيم و تاريخ بسان سرچشمهء ديدنىهاست براى دانشهاى اجتماعى .
دوم - تاريخ براى پاك نمودن توده بسيار سودمند است مثلا راجع ببازرگانى دو نظر گرفته مىشود يكى آزادى سوداگرى و ديگر نگاهدارى ساختههاى درونى كشور و برترى يكى از اين دو نظر را بايد از تاريخ بهرمند شد و بايد بتاريخ تودههايى كه هريك از اين دو دستور ميان آنان به كار رفته بوده بازگشت نمود و بهرههاى نيك و بد هر دستور را در تودههاى گذشته كاوش كرد اينستكه تاريخ مانند آزمايشگاه دستورهاى اجتماعىست و دستورهاى اجتماعى را تا سودمند بودن آن نزديك به باور نباشد نبايد در تودههاى كنونى بپايهء آزمايش نهاد و تا بشود مىبايد از گذشته در اينباره بهرهمند گرديد .
سوم - روش خردهگيرى كه روش تاريخ نظريست براى ورزش انديشهها بسيار سودمند است چه انديشهاى كه بتواند باريك و يكسو باشد براى دريافت آميغى آماده خواهد بود .
تاريخ از رخدادهاى جزئى گفتگو مىكند ليك پيشآمدهاى تاريخى مانند رخدادههاى ديگر جهانى با يكديگر پيوستگى دارد و مىتوان همهء آنها را از انگيزهاى پديد دانست .
هرگاه براى جستجو تا آشكار كردن نخستين انگيزهء پيشامدهاى تاريخى كوشش كنيم و بخواهيم رخدادههاى همه سدهها و پيشامدهاى كشورها كه از انگيزهاى پديد و بر دستهاى اصول