فصل اوّل - بعد از اين امور جنگ و عداوت و دشمنى كه تا به حال در بين دولتين عليتين روسيّه و ايران بود موقوف ، و به موجب اين عهدنامه الى ابد متروك ، و مراتب مصالحهء اكيده در دوستى « 3 » و وفاق شديده فيما بين امپراطور و اعليحضرت شاهنشاهى و ورّاث و وليعهدان عظام ميانهء دولتين عليتين فخام « 4 » پايدار و مسلوك خواهد بود .
فصل دويم - چون پيشتر به موجب اظهار و گفتگوى طرفين قبول [ و ] رضا در ميان دولتين شده است كه مراتب مصالحه در بناى اوسطاطوسكوه اوپريزنديم « 5 » باشد ، يعنى [ طرفين ] در هر موضع و جائى كه الى قرارداد مصالحة الحال بوده است از آن قرار باقى و تمامى اولكاء ولايات « 6 » خوانيننشين كه تا حال در تحت تصرّف و ضبط هريك از دولتين بوده كماكان در تحت ضبط و اختيار ايشان بماند . لهذا در بين دولتين عليتين روسيّه و ايران برحسب خطّ مرقومهء ذيل سنور و سرحدّات مستقر و تعيين گرديده :
از ابتداى اراضى آدينه بازار به خط درست از راه صحراى مغان تا [ به ] معبر يدى بلوك رود ارس ، [ و ] از بالاى كنار رود ارس تا اتصال و الحاق رودخانهء كپنك چاى به پشت كوه مقرى ، و از آنجا خط حدود سامان ولايات قراباغ و نخجوان و ايروان ، و نيز رسدى از سنور گنجه جمع و متصل گرديده ، و بعد از آن حدود مزبور كه به ولايات « 7 » ايروان و گنجه و هم حدود قزّاق و شمس الدينلو را و تا مكان ايشك ميدان مشخّص و متّصل مىسازد ، و از ايشك ميدان تا بالاى سر كوههاى طرف راست طرق و رودخانههاى حمزهچمن ، و از سر كوههاى پنبك الى گوشهء محال شوره گل و از گوشهء شوره گل از بالاى كوه برف آلداگوز گذشته از سرحد محال شوره گل و ميانهء حدود قريهء سدره به رودخانهء آريه چاى ملحق و
هامش
( 3 ) . متن : و دوستى .
( 4 ) . متن : ايشان .
( 5 ) . اصل اين لغت استاتوك و مأخوذ از لاتين و به معنى حالت حاليه است ( مؤلف ) .
( 6 ) . متن : ولايت .
( 7 ) . متن : ولايت .