عزيمت محمود افغان به سمت كرمان
محمود به تدارك سفر اصفهان در زمستان به كرمان آمده آنجا را محاصره كرده بگرفت و افاغنه را در آنجا گذاشته كرمان را استحكام دادند و آنجا را ملجأ و مفرّ « 1 » خود قرار دادند از كرمان تا اصفهان بيست و پنج منزل بود در زمان « 2 » ممكن نبود كه سپاه قزلباش در يك جا جمع توانند شد و از لشكركشى كردن نيز به تنگ آمده بودند .
عزيمت محمود از كرمان به اصفهان
از خبر عزيمت محمود رعب عظيم در دل شاه و رجال دولت افتاده حاكم حويزه را با پنج هزار سوار روانهء كرمان و محمود افغان عازم اصفهان بود لشكر قزلباش صولت افاغنه را دريافته « 3 » راه اصفهان پيش گرفتند . شاه و امرا و رجال دولت و رجاله لشكر عظيم « 4 » در اضطراب افتادند دست و دلشان از كار رفته به قيد انتظام كار عسكر و لشكر نيفتادند وقتى كه كار از كار گذشته بود رجال دولت رخت بروز هشته « 5 » و در عرض ده روز جبّه خانه قديم را بيرون ريخته و لنگر خزينهء « 6 » سيم و زر را از هم گسيخته ، جمعيتى از قزلباش مهيّا گشته و خرد و كلان اصفهان برانگيخته بيرون آمدند و در چهار فرسخى اصفهان در جائى كه آنجا را قريهء گلآباد « 7 » گويند اردو كرده ، در آن سفر اعتماد الدولهء جديد و خان حويزه قريب به پنجاه هزار جمعيّت كرده بودند و غرور كثرت لشكر در دل راه داده منتظر ورود افغان شدند و در ميان اردو به يكديگر مىگفتند مشتى رجّاله افغان كون برهنه از
هامش
( 1 ) . ب : مقرّ .
( 2 ) . ب : در آن زمان .
( 3 ) . ب : برنتافته .
( 4 ) . ب : رجالهء عسكر و لشكر عظيم .
( 5 ) . ب : رخت بر در هشته .
( 6 ) . ب : رشته خزينهء .
( 7 ) . ب : گلونآباد .