تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
شيخ شهاب الدّين سهروردى به ملك عادل در دمشق كه با اين خلعت خليفه فرمانى براى ملك عادل فرستاده بلادى را كه در تحت حكمرانى او بود به او واگذار كرده يعنى امضاى حكمرانى او نموده او را مخاطب به خطاب شاهنشاه و ملك الملوك دوست امير المؤمنين ساخته و براى هريك از پسران ملك عادل نيز خلعت ارسال شده بود . جنگهاى متواليهء خوارزمشاه با ختا به حمايت ملوك ماوراء النّهر و گرفتار شدن خوارزمشاه در يكى از جنگها و به حيله مستخلص شدن و چون در گرفتارى خوارزمشاه برادرش على شاه او را معدوم پنداشته به جاى او خود را پادشاه خوانده بود همين كه خوارزمشاه خلاص شد و به مملكت خود عود نمود على شاه خائف شده نزد غياث الدّين محمود غورى گريخت خوارزمشاه لشكرى به سردارى امير ملك نامى به فيروزكوه فرستاده ، غياث الدّين محمود و على شاه را بگرفتند و هردو را يك روز بكشتند و سلطنت سلاطين غورى كه بهترين دول بود منقرض شد و خراسان به تمامه در تحت تصرف خوارزمشاه درآمد پس از آن خوارزمشاه دولت ختا را نيز بهم زده به انقراض رسانيد . وفات علم الدّين عبد الكريم عراقى از علما ، و ابن ساعاتى از شعراء . زلزله در موصل .

[ سنه 605 هجرى - سنه 1208 مسيحى ]

آسيا - جارى ساختن ملك ظاهر قناتى از حيلان به حلب به خرج زياد ، كشته شدن معز الدّين سنجر شاه ابن سيف الدّين غازى ابن مودود ابن عماد الدين زنگى ابن آقسنقر صاحب جزيرهء ابن عمر به دست پسرش غازى به جهة سوء سيرت و سختگيرى كه نسبت به عموم مردم و اولاد خود داشت و كشته شدن غازى نيز به دست ملازمان پدرش و برقرار شدن محمود بن سنجر شاه به جاى پدرش و ملقب شدن به معزّ الدين و گرفتن محمود برادر خود مودود را ، زلزله در نيشابور .

[ سنه 606 هجرى - سنه 1209 مسيحى ]

آسيا - نقض ملك ظاهر صاحب حلب صلح با ملك عادل را . استيلاى ملك عادل بر نصيبين كه در تصرّف قطب الدّين محمّد بن عماد الدين زنگى صاحب سنجار بود نيز استيلاى او بر خابور . وفات ملك المؤيّد نجم الدّين مسعود بن سلطان صلاح الدين .
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 426 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / محمد اسماعيل رضوانى