برادرش تناوب داشت .
[ سنه 590 هجرى - سنه 1193 مسيحى ]
آسيا - طغرل ابن ارسلان بن طغرل بن محمّد بن ملكشاه بن الب ارسلان بن داود بن ميكائيل سلجوقى كه در حبس قزل ارسلان بود بعد از كشته شدن قزل ارسلان از حبس خلاص شده بر همدان و غيره استيلا يافت و ميان او و مظفر الدّين ازبك بن پهلوان جنگ درگرفت و بعضى به جاى مظفر الدّين ازبك برادرش قتلغ اينانج را نوشتهاند . بهرحال ابن پهلوان منهزم شده پس از فرار از علاء الدّين تكش خوارزمشاه استمداد نمود ، تكش در اين سال با لشكرى جنگ طغرل آمد ، طغرل قبل از آنكه عساكر او جمع شوند به مقابلهء تكش پرداخت در حوالى رى فئتين تلاقى نمودند و طغرل كه زياد مست بود خود بشخصه حمله بر لشكر تكش نمود و سه شعر از شاهنامه بخواند و گرزى كه به دست داشت به زور هرچه تمامتر فرود آورده چون مست طافح بود گرز به دست اسب خودش خورده اسب در غلطيد و طغرل بيفتاد قتلغ اينانج فرود آمده سر او را ببريد و نزد تكش برد ، تكش آن سر را به بغداد ارسال داشته چند روزى آن را در اين شهر بر محلّى نصب نمودند و كشته شدن طغرل در بيست و چهارم ربيع الاول بود و تكش بر همدان و بلاد اين نواحى استيلا يافته بعضى را به ابن پهلوان داد و برخى را به اقطاع مماليك خود ، و به خوارزم بازگشت و دولت آل سلجوق به قتل طغرل منقرض گرديد . فرستادن خليفه الناصر دستهء لشكرى با وزير خود مؤيّد الدّين محمّد بن على معروف به ابن قصاب به خوزستان كه شوشتر را در محرّم سال بعد بگرفتند و خوزستان در تملّك شمله بود و بعد از فوت او اختلاف ميان اولاد او افتاد و لشكر خليفه به اين ولايت آمده جميع بلاد و قلاع را متصرف شدند . ازدياد وحشت ميانه عزيز و افضل پسران سلطان صلاح الدين كه عزيز لشكرى از مصر كشيده افضل را در دمشق محاصره نمود ، افضل از عمّ خود عادل و برادر خود ظاهر و پسر عمّ خود ملك منصور صاحب حماة استمداد كرده آنها به دمشق آمدند و ميانه را اصلاح دادند و عزيز به مصر بازگشت آنها هم به بلاد خود رفتند . زلزله در عراقين .
[ سنه 591 هجرى - سنه 1194 مسيحى ]
آسيا - راندن مؤيد الدّين بن قصّاب وزير خليفه الناصر عبّاسى بعد از فتح خوزستان به