تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
چون اسد الدين شيركوه مستقل شد و منازعى براى او نماند در روز شنبه بيست و دويم جمادى الاخره درگذشت و تمام مدّت حكمرانى او دو ماه و پنجروز شد . بعد از او العاضد به صلاح الدّين يوسف بن ايّوب خلعت وزارت داد و امرا همه به تدريج او را اطاعت كردند و دولت آل ايّوب ابتدا نمود و صلاح الدين در اطاعت نور الدين بن زنگى مجّد بود و نور الدّين هروقت نامه با وى مىنوشت او را امير سپهسالار خطاب مىكرد بعد از ان صلاح الدين نزد نور الدين فرستاده پدرش ايّوب را با هركس كه داشت طلبيد نور الدّين آنها را به مصر فرستاد و صلاح الدين اقطاعات از بلاد مصر به آنها داد و در اين مملكت متمكّن شدند و كار العاضد رو به ضعف نهاد صلاح الدين شرب خمر مىنمود همين كه امر حكمرانى بر او مقرّر شد از شرب و اسباب لهو اعراض و توبه نمود و به كار پرداخت . توضيح اسد الدّين شيركوه و ايّوب برادرش پسران شاذى بودند از اهالى شهر دوين به موجب نگارش ابن اثير اصل آنها از اكراد رواديّة بوده به هرحال به عراق آمدند و به خدمت بهروز كه از جانب سلاجقه شحنهء بغداد بود پرداختند و ايّوب بزرگتر از شيركوه بود و بهروز آنها را مستحفظ قلعهء تكريت كرد چون عماد الدين زنگى از عسكر خليفه شكست خورد و به تكريت گذشت ايّوب و شيركوه به او خدمت كردند ، بعد شيركوه يكنفر را در تكريت كشت ، بهروز به اين واسطه آنها را از تكريت اخراج كرد . ايوب و شيركوه به خدمت عماد الدين زنگى آمدند عماد الدين آنها را پذيرفته اقطاعات جليله داد همين كه قلعه بعلبك را گرفت ايّوب را مستحفظ آن قرار داد بعد از وفات زنگى عسكر دمشق بعلبك را محاصره كردند ايوب بعلبك را به آنها تسليم كرد و در عوض اقطاع بزرگى از آنها دريافت نمود و ايّوب از بزرگترين امراى عسكريّه دمشق محسوب شد و شيركوه با نور الدين محمود بن زنگى بود و به واسطهء شجاعتى كه داشت نور الدين حمص و رحبه و بعضى جاهاى ديگر را به اقطاع او داده بود و او را سردار عساكر خود نموده چون نور الدين قصد تملّك دمشق كرد امر كرد به شيركوه كه در اين باب با برادرش ايّوب مكاتبه كند ، ايّوب در اين مسئله مساعد نور الدين شد و بودند با نور الدين تا مأمور به مصر شدند چنان كه ذكر نموديم .
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 397 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / محمد اسماعيل رضوانى