كه به جاى آن درى مصفّح به نقرهء مطلّا شده ساخته نصب نمود و از در قديمى تابوتى براى خود ترتيب داد . وفات محمد بن عبد اللطيف بن محمد الخجندى رئيس اصحاب شافعى در اصفهان كه مقام بلندى نزد سلاطين داشت . قحط مفرط در خراسان .
افريقا - استيلاى ابو سعيد بن عبد المؤمن برغرناطه از بلاد اندلس كه آن را از ملثّمين گرفت و اين طايفه منقرض شدند و از براى آنها جائى جز جزيره ميورقه نماند بعد ابو سعيد به جزيرهء اندلس رانده مريّه را كه به دست فرنگيها بود منتزع كرد .
[ سنه 553 هجرى - سنه 1158 مسيحى ]
آسيا - آمدن ملكشاه بن سلطان محمود سلجوقى به قم و كاشان و غارت كردن اين دو شهر را و برادر او سلطان محمد بن محمود كه بعد از مراجعت از محاصره بغداد مريض شده بود و ناخوشى او طول كشيده نزد ملكشاه فرستاده كه دست از نهب بكشد تا او را وليعهد خود كند ملكشاه قبول نكرد و به خوزستان رفته اين ولايت را از يد شملهء تركمانى منتزع نمود . وفات يحيى بن سلامة بن الحسن الحصفكى ( الحضافى ) شاعر شيعه در ميّافارقين .
[ سنه 554 هجرى - سنه 1159 مسيحى ]
آسيا - وفات سلطان محمّد بن محمود بن محمد بن ملكشاه سلجوقى در ماه ذيحجه به مرض سل در همدان كه تولد او در ربيع الاخر سال پانصد و دو شده بود چون محمد محتضر شد پسرى صغير داشت او را به آقسنقر أحمديلى سپرد و گفت من مىدانم عساكر از چنين طفل صغيرى اطاعت نخواهند كرد تو او را محافظت كن . بالجمله پس از سلطان محمد آرا مختلف شد . طايفهاى ملكشاه برادر او را خواستند جمعى سليمان شاه بن محمد بن ملكشاه را كه در موصل حبس بود هواخواه گرديدند و آنها اكثر بودند . زمرهاى ارسلان بن طغرل را كه بادكز بود خواهان شدند « 1 » ، و ملكشاه به اصفهان رانده اين شهر را تملّك نمود ، بيمارى سخت نور الدين بن زنگى . استقرار
هامش
( 1 ) . كامل : و طائفة طلبوا أرسلان الذى مع أيلدكز . ( در اين كتاب همهجا « دكز » و در كامل همهجا « أيلدكز » . ) .