به غزنين رانده بر سيف الدّين سام غالب آمد و او را بكشت پس از چندى بهرامشاه درگذشت ، و پسرش خسرو شاه بجاى او برقرار آمد ، علاء الدين حسين ملك غور تهيّه ديده رو به غزنين نهاد و چون به اين ولايت نزديك شد خسرو شاه از غزنين به لهاور رفت و علاء الدين غزنين را مالك شده سه روز غارت كرد ، پس از آن علاء الدين ملقب به سلطان معظّم شد و به عادت سلاطين سلجوقى چتر بر سر گرفت و پادشاه بود تا در سال پانصد و پنجاه و شش درگذشت ، و پسر برادرش غياث الدين محمد بن سام بن الحسين كه داماد او بود به جاى او برقرار شد و در دولت او شهاب الدين برادرش كرمان و شنوران و ماه سند را بر مملكت او افزود و لهاور را كه خسرو شاه در او بود در سنهء پانصد و هفتاد و نه بگرفت و خسرو شاه و پسرش را اطمينان داده نزد غياث الدين فرستاد و غياث الدين ، آن دو را در يكى از قلاع حبس كرد و دولت آل سبكتكين كه در سال سيصد و شصت و شش ابتداى آن بود در سال پانصد و هفتاد و هشت منقرض شد ، و بعضى گفتهاند خسرو شاه در زمان سلطنت درگذشت و پسرش ملكشاه بعد از او پادشاه شد ، خلاصه سلطنت غوريه در لهاور استقرار يافت بعد هرات و بوشنج و بادغيس و كالين و بيوار هم ضميمهء متصرّفات غياث الدين و شهاب الدين شد ، آنگاه شهاب الدين در هند رفته فتوحات نمايان كرد و مملكت وسيعى را متصرّف شد و شهر دهلى را كه يكى از قاعدههاى بلاد هند بود به ملوك خود قطب الدين ايبك و قطب الدين نيز بلاد چند از اقاصى هند كه تا آن وقت مطلقا مفتوح سلاطين مسلمان نشده بود بگرفت تا نزديك به چين شد . وفات اوحد الدين انورى از شعراى بسيار معروف عجم .
اروپا - ( آلمان ) فوت كنراد سيّم پادشاه و نصب فردريك اوّل بجاى او .
افريقا - رفتن عبد المؤمن بن على به بجايه و گرفتن آن را و مسخر كردن جميع ممالك بنى حماد را و آخر ملوك بنى حماد يحيى بن عزيز بن حماد بود كه چون مغلوب عبد المؤمن شد از او امان خواست عبد المومن او را امان داد و به بلاد مغرب فرستاد و وظيفهء بسيار عمده براى او مقرّر داشت اين عقيده ابن اثير است . اما ابو الفدا از تاريخ قيروان نقل كرده گويد تملّك عبد المؤمن تونس و افريقيّه را در سال پانصد و پنجاه و چهار بوده است .
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى ) — صفحة 385
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٣٨٥