[ سنه 479 هجرى - سنه 1086 مسيحى ]
آسيا - چون سليمان سلجوقى مسلم بن قريش را چنان كه پيش ذكر نموديم بكشت نزد ابن حبيبى « 1 » عبّاسى بزرگ اهل حلب فرستاده تسليم حلب را خواست ابن حبيبى از او مهلت خواست و نزد تنش « 2 » بن الب ارسلان برادر ملكشاه حكمران دمشق فرستاد و قدوم او را استدعا نمود تنش با أُرتق « 3 » بن اكسك به حلب رفت و جنگ ميان او و پسر عمش سليمان بن قتلمش درگرفت عساكر سليمان منهزم شدند و سليمان از شدّت غرور و غيرت خود را بكشت و مملكتى كه تازه براى خود تشكيل داده بود منقسم شده در هر شهرى شخصى مقتدرا حكمرانى نمود ، آمدن ملكشاه به حلب و تملّك او اين نواحى را و در بين راه نيز فتوحات نموده ازجمله حرّان را گرفت و به اقطاع محمّد بن شرف الدّوله مسلم داد ، و در حلب رسول امير نصر بن علّى بن منقذ الكنانى صاحب شير « 4 » ز نزد ملكشاه آمده اظهار اطاعت امير نصر را به ملكشاه نمود ، و ملكشاه حلب را به قسيم الدّوله آقسنقر داد و به بغداد رفت و بعدها چند محّل ديگر را از قبيل رحبه و خابور و سروج و رقّه بر اقطاع محمّد بن شرف الدّوله مزيد كرد و خواهر خود زليخا دختر الب ارسلان را در سلك ازدواج او درآورد . وفات شريف ابو نصر زينبى عبّاسى نقيب هاشميّين محدّث مشهور . وفات بهاء الدّوله ابو كامل منصور بن دبيس بن على بن مرثد الاسدى صاحب حلّه و نيل و غيرهما كه مرد فاضلى بود و اشعار ممتاز داشت ، برقرار شدن پسرش صدقه بجاى او كه سيف الدّوله لقب يافت . زلزله در عراق عرب .
اروپا - ( اسپانيول ) رفتن يوسف بن تاشفين امير المسلمين به اسپانيول و جنگ كردن با الفنس پنجم « 5 » ، و منهزم كردن عساكر او را و منتزع نمودن غرناطه را از عبد اللّه بن بلّكيّن بن باديس بن حبوس بن مالس بن بلكيّن بن زيرى الصّنهاجى ، و اين اوّل شهرى بود از
هامش
( 1 ) . كامل : ابن الحتيتى .
( 2 ) . كامل : همهجا تتش .
( 3 ) . ارتق بن اكسب .
( 4 ) . كامل : شيزر .
( 5 ) . الفنس ششم - نسخه بدل ( حاشيهء مؤلف ) .