الدّوله كردند ، و برادر صمصام الدّوله شرف الدّوله شيرزيك « 1 » بن عضد الدّوله كه در كرمان بود چون خبر فوت پدر را شنيد به فارس آمده اين مملكت را تملك نمود و خطبهء صمصام الدّوله را قطع كرد ، كشتن ابو الفرج محمد بن عمران بن شاهين برادر خود حسن بن عمران حكمران بالاستقلال بطيحه را و استيلاى او بر اين ناحيه .
افريقا - گرفتن عساكر العزيز علوى خليفه مصر فلسطين و دمشق را . كشته شدن على كلبى پادشاه صقليه در جنگ فرنگ .
[ 373 هجرى - سنه 983 مسيحى ]
آسيا - وفات مؤيد الدّولة بويه بن ركن الدولة بن بويه كه عضد الدّوله حكمرانى او را در بلاديكه پدرش مخصوص او كرده بود امضاء نموده و مملكت فخر الدّوله را نيز ضميمهء حكمرانى او داشته و چون او بمرد فخر الدّوله على چنان كه ذكر كرديم نزد قابوس بن وشمگير بن زيار بود سركردگان لشكر مؤيّد الدّوله بر حكمرانى فخر الدّوله اتفاق كردند و به او نوشتند و او در رمضان اين سال به محّل حكمران خود بىمنّت و معارضهء احدى بازگشت و در كار خود مستقر گرديد و خليفه عبّاسى براى او خلعت فرستاد و حكمرانى او را امضا نمود . اتفاق بزرگان لشكر عمران بن شاهين و كشتن ابو الفرج محمّد بن عمران را به جهة بدسلوكى او و برداشتن ابو المعالى بن حسن بن عمران بن شاهين را كه صغير بود به حكمرانى ، و مظفّر ابن علّى الحاجب كه بزرگترين سركردههاى جدّ او بود به تدبير امور پرداخت و پس از چندى ابو المعالى و مادرش را به واسط فرستاد و خود بر بطيحه مستولى شد و خاندان عمران بن شاهين منقرض گرديد . پيش از اين گفتيم كه بكجور غلام قرغويه آقاى خود را بگرفت و حلب را مالك شد بعد ابو المعالى سعد الّدولة بن سيف الدّولة بن حمدان حلب را از بكجور منتزع نمود و او را والى حمص كرد در اين سال بكجور عريضه به العزيز علوى نوشت و استدعاى ولايت دمشق نمود العزيز قبول كرده به عامل خود بكتكين نوشت كه دمشق را به بكجور واگذار كند و او چنين كرد و بكجور بناى بدرفتارى را در دمشق گذاشت . وفات ابو عثمان قارى از شيوخ نيشابور .
هامش
( 1 ) . كامل : شيرذيل .