شلغم و سبزيهاى ديگر ، و در آخر حال « 1 » بىباكى از اهل اباحت ، گرمگاهى « 2 » بخانقاه درآمد ، و تبرى بر سر مبارك او زد ، و او را شهيد كرد ، و حضرت شيخ العالم « 3 » قدس اللّه روحه ، بارها ميفرمودهاند كه : در خاك بخارا دو كس رفتهاند ، كه ايشان را بزندگان حاجت نيست ، يكى شيخ ابو بكر بن ابى اسحق كلابادى و ديگر خواجهء نمدپوش رحمهما اللّه ، وفات خواجهء نمدپوش در سنهء تسع و خمسمائه ( 509 ) بوده است ، گويند كه اين نظم گفتهء اوست :
نظم
اين كهنه نمد بهر احد پوشيدم * تا ظن نبرى كه من به خود پوشيدم
ديدم كه تنم خرقهء « 4 » سلطان بقاست * انداختم اطلس و نمد پوشيدم « 5 »
و ديگر در جنوب ابو بكر طرخان بر لب راه ، تربت شيخ على بخارى است ، رحمه اللّه ، و او از مشايخ بزرگست و در شام و عراق و حجاز « 6 » صيتى عظيم دارد ، و هژده حج آورده است ، و عمر او زيادت از صد سال بوده ، و حضرت او چنين گفته است كه : در تمام عمر « 7 » ، مرا به غسل جنابت حاجت نيامد ، زيرا كه به هيچ زن جمع نشدم ، و از احتلام نگاهداشته شدم ، عزيزى گفته است كه حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم را بخواب ديدم ، مرا گفت ايفلان ، على بخارى را زيارت كردهيى ؟ گفتم نى يا رسول اللّه ، گفت او را زيارت كن كه هركه او را زيارت كند ،
هامش
( 1 ) - چ : در آخر .
( 2 ) - گرمگاه ، بر وزن بزمگاه : بمعنى ميان روز باشد كه هوا در نهايت گرميست ، « برهان »
( 3 ) - مقصود از شيخ العالم ، شيخ سيف الدين باخرزى است كه در ص 40 ذكرش گذشت .
( 4 ) - چ : خرگه .
( 5 ) - در كتاب « نمونهء ادبيات تاجيك » تأليف صدر الدين عينى ، نام خواجهء نمدپوش مذكور نيست ،
( 6 ) - چ : شام و عراق ،
( 7 ) - چ : فرموده كه در تمامى عمر ،