چنان نبود ، فيض و مدد آن بزرگ به دو رسنده است ، بىنقصان بر سبيل كمال ، چرا كه در عالم ارواح قرب و بعد يكسانست ، و حضرت عليه ، قطب الزمان ، ملاذ اهل الايمان ، شمس سماء العلم و العرفان صفوة الكمل من اهل اللّه عز و جل ، جناب مستطاب ولايتمآب ، سيدنا مولانا و خواجهء ما ، يعنى خواجهء پارسا محمد بن محمد الحافظى البخارى « 1 » قدس اللّه سره و نور بفضله ضريحه و قدسنا بسره العزيز ، اينسخن را استحسان ميفرمودند ، پس هر مزارى كه شهرت بنام بزرگى يافته است ، اگرچه واقع چنان نبود ، واجب و لازمست كه زيارتكننده معظم و مكرم دارد تا از بركات روحانيت آن عزيز بهرهور گردد .
و در خاطر فاتر اين ضعيف چنين خطور كرد ، كه ذكر اين اكابر دين قدس اللّه تعالى ارواحهم اجمعين در دو قسم گفته شود .
قسم اول : در ذكر اكابرى كه در نفس شهر و در فناء شهر « 2 » مدفونند ، تا مقدار نيم فرسخ كمابيش .
قسم دوم : در ذكر عزيزانيكه در حوالى و نواحى شهرند ، وراء حد مذكور در قسم اول ، رحمهم اللّه .
و اعتقاد چنين است كه ذكر ايشان درين دو قسم به اين ترتيب قريب بضبط است ،
القسم الاول [ در ذكر اكابرى كه در نفس شهر و در فناء شهر مدفونند ]
به حكم حديث : ان الله يحب التيامن فى كل شىء ، ابتداء بذكر الشيخ
هامش
( 1 ) - محمد بن محمد بن محمود الحافظى البخارى الحنفى ، معروف بخواجهء پارسا ، صوفى نقشبندى ولادتش در سنهء 756 و وفاتش در مدينهء منوره بسال 822 بوده ، تأليفات عديده دارد از جمله : فصل الخطاب لوصل الاحباب ، در تصوف .
« هديه ج 2 ص 183 »
( 2 ) - فناء ، بكسر اول : گرداگرد خانه و پيشسراى را گويند كه فراخ و گشاده باشد ، « منتهى الارب » و فناء شهر يعنى گرداگرد شهر .