رضى اللّه عنه فرموده است : پيغمبرى از پيغمبران بنى اسرائيل عليهم السلام از حضرت عزت جل ذكره اجازت طلبيد بسير در روى زمين ، حق سبحانه او را اجازت داد ، در اوان سير به جيحون رسيد و عمد « 1 » ساخت و از آب گذشت و ببخارا رسيد ، اهل بخارا او را اعزاز و اكرام كردند ، و مهمانى او را چنان كه حق آنست رعايت كردند ، در حق اهل بخارا سه دعاء فرمود :
اللهم بارك لهم فى نسلهم و انصرهم على عدوهم و باعد الفتنة عنهم .
و از عبد الله بن المبارك « 2 » رضى اللّه عنه منقولست كه فرمود : اذا هاجت الفتنة فعليكم ببخارا فان الفتنة لاتدوم بها .
و امام محدث ابو عبد الله محمد بن احمد بن محمد بن سليمان كامل البخارى الوراق المعروف بغنجار الحافظ رحمه الله « 3 » كه صاحب تاريخ بخاراست ، و اسباط بن اليسع « 4 » گفتهاند كه مزار منور ايوب عليه السلام در بخاراست ، همينجا كه مشهور و معروفست ، و چنين گفتهاند كه علامت آن مزار آنست كه آنجا درختى است كه زمستان سبز باشد و در زير او چشمهييست از چشمه هاى بهشت ، و برگ آن درخت چون برگ سنجدست ، اما قول صحيح آنست كه مرقد مطهر ايوب عليه السلام اينجا نيست ، چنان كه امام محدث محقق ، امام
هامش
( 1 ) - عمد ، بفتح اول و ثانى : چوبهاى بهم بسته كه بدان از دريا و نهر عبور نمايند .
« فرهنگ نفيسى »
( 2 ) - سيد زهاد و قايد اوتاد عبد اللّه بن المبارك المروزى از محتشمان قوم بود و عالم بجملهء احوال و اسباب طريقت و شريعت و اندر وقت خود امام وقت بود و مشايخ بسيار دريافته بود و با ايشان صحبت داشته و به امام اعظم ابى حنيفه پيوسته و از وى علم آموخته ، ويرا تصانيف مذكور و كرامات مشهورست اندر هرفنى از علم ، « كشف - المحجوب هجويرى ، ص 117 » وفاتش بسال 181 واقع شده و كنيتش ابو عبد الرحمن است ، « لغتنامه »
( 3 ) - متوفى در سنهء 412 ، « كشف الظنون »
( 4 ) - اسباط ، درينجا نام شخص واحد و از رجال حديث بايد باشد .