بلكه تمامت آفريدگان بشكر آن قيام توانند نمود و از آن غافل نيستم كه شكرانهء آنكه تمامت
S . fol . 288 r .
خلائق ايرانزمين را كه ودائع حضرت الوهيتاند از راه فضل و احسان در ربقهء طاعت من آورده به صد « 1 » هزار « 2 » زبان واجب و لازم است و بغرور ملك يكهفته كه بازگرفته « 3 » از « 4 » چندين هزار كس است فريفته نمىشوم و از اصناف نعمتها كه حقّ تعالى در حقّ من كرامت كرده يكى آنست كه آنچه مرا ارزانى داشته بديگر پادشاهان « 5 » نداد و آرزوى پيشينگان مرا مبذول فرموده و بهترين آنكه بندگان او « 6 » از زحمت من « 8 » آسودهاند و بسلطنت من راضى و راغب « 7 » بنابرين معانى و مقدّمات « 9 » نخواستم « 10 » كه از سر نخوت و جبروت درين خرگاه و بارگاه روم مىبايد كه اين زمان حاكم و محكوم ما و شما باتّفاق « 11 » بىنفاق و ريا شكرانهء اين نعمت عظيم را ادا كنيم « 12 » و از سر سوز و نياز آمرزش گناهان خواسته بخشوع و خضوع به اين خرگاه درآييم و ابتدا بتلاوت قرآن مجيد و طاعت و عبادت كنيم آنگاه بلهو و طرب اشتغال نماييم اين كلمات پاكيزه رانده نام خداى تعالى و رسول عليه السلام بتعظيم ياد كرده پاى مبارك در خرگاه نهاد و پشت بمسند كامكارى باز داد و فرمود تا زر و جامهء بىاندازه و بيرون از حدّ شمار « 13 » حاضر گردانيدند و بعد از اطعام خلائق بالوان طعام آن را تمامت بدست خويش شكرانه را به صدقه داد چنان كه عموم طوائف « 14 » از آن بهرهمند شدند و سه شبانروز بختم قرآن « 15 » و اداء وظائف « 16 » عبادات هر طائفه بر طريقهء خويش اشتغال نمودند و روز طوى تاجى مرصّع بجواهرى كه مثل آن كس نديده بود بر سر نهاد و كمرى مناسب آن دربست « 17 » و جامهاى زربفت بغايت گرانمايه بپوشيد و خواتين و تمامت شهزادگان و امرا
هامش
( 1 ) - به صد :P . om .( 2 ) - بهزار :P .( 3 ) - بازمانده :P .( 4 ) -L . , P . om .( 5 ) - عهد :L . , P . , W . add .( 6 ) - 7v .( 7 ) - در زمان دولت من :exhibet7 - 6P . pro( 8 ) - 10v .( 9 ) - و مقدمات :L . om .( 10 ) - من شكر اين نعمت كه توانم :exhibet ( v . S . fol . 288 r . 10 )10 - 8P . pro- گذارد و فرمود تا زر . . .
( 11 ) - 12v .( 12 ) - ياد كنيمW .؛ 12 - 11 :P . om .( 13 ) - و بيرون از حدّ شمار :W . om .؛ و حساب :L . add .( 14 ) - خلائق :P .( 15 ) -P . om .( 16 ) - طاعات و :P . add .( 17 ) - برميان بست :W .، بربست :P .