خداى تعالى جسرتهه را فتح بخشيد - ملك الهداد « 1 » منهزم شده سمت كوهپايهء كوتهي رفت - در ماه ربيع الاول سنة المذكور سلطان سراپرده طرف كوهپايهء ميوات زد - بكوچ متواتر نزديك قصبهء تاؤرو « 2 » رسيد - چون جلال خان ميو را ازين حال خبر كردند با جمعى كثير و لشكرى خطير در حصار اندور « 3 » كه محكمترين قلعهاى ايشان است محصّر شده - روز ديگر بادشاه مستعد و ساخته براى قلع آن قلعه سوارى فرمود - هنوز مقدمهء « 4 » لشكر منصور نرسيده بود كه جلال خان درون حصار آتش داده بيرون شد - و سمت كوتله رفت - بيشتر رخت و اسباب و غله كه براى استعداد محصّرى جمع كرده بود بر دست لشكر منصور آمد - رايات اعلى از آنجا كوچ كرده در قصبهء تجاره نزول فرمود - بيشتر ولايات ميوات را خراب كرد « 5 » - چون جلال خان عاجز و مضطر گشته سر در ربقهء اطاعت آورده مال و محصول بر قانون قديم ادا نمود « 6 » - خداوند عالم از سر جرأت ايشان بازآمد - و بمراحم « 7 » خسروانه و عواطف بادشاهانه مخصوص گردانيد - هم در قصبهء تجاره ملك عماد الملك از اقطاع بيانه با جمعيت بسيار از سوار « 8 » و پيادهء بىشمار به حضرت اعلى پيوست - رايات اعلى اعلاه اللّه تعالى « 9 » ملك كمال الملك را « 10 » با كل امرا و ملوك از منزل قصبهء « 11 » تجاره براى ضبط كفار ولايت گوالير و اتاوه نامزد كرده خود با سوار معدود سمت شهر مراجعت فرمود - در ماه جمادى الاول سنة المذكور بطالع سعد در دار الملك آمد - و چند
هامش
( 1 )B .اللّه داد
( 2 )Tabakat Akbari , p . 284قصبه ناور
( 3 ) اندرونTabakat Akbari , p . 284اندروM . and I .( 4 )M . omitsمقدمه
( 5 )M .خراب كرده
( 6 )M .ادا نمود از حراره ايشان بازآمد
( 7 )M .بمراحم مخصوص
( 8 )M .از پياده و سوار به حضرت پيوست
( 9 )M . omitsاعلاه اللّه تعالى
( 10 )M . omitsرا
( 11 )M . omitsقصبه