شديد نشان مىدادند ، در تحت سختگيرى و فشارهاى او قرار مىگرفتند و طوعا ام كرها « 1 » وارد جرگه شيعيان مىشدند .
از آنجايى كه يوسف خان مردى باكفايت و به كار عشاير آگاه بود ، مرحوم نظر على خان امير اشرف او را به خود نزديك ساخت و با راهنماييها و كمكهاى او بر دلفان كه منطقه وسيعى است ، حكومت مىكرد .
چون وجود يوسف خان براى پيشرفت كار امير اشرف موثر بود و علاوه بر قيطول و طايفه از كاردانى و عقل و شعور او هم استفاده مىكردند ، لذا [ امير اشرف ] دختر يوسف خان را براى پسر بزرگش على محمد خان امير اعظم به زنى گرفت و از اين تاريخ به بعد يوسف خان عملا وزارت امير اشرف را به عهده گرفت و تمام كارهاى طرهان و دلفان و چگنى و الشتر با مشورت و صلاحانديشى يوسف خان انجام مىپذيرفت .
امير اشرف روزبهروز پيرتر و شكستهتر مىشد و حكومت طرهان كه مشتمل بر بخشهاى چهارگانه سابق الذكر بود به دست پسر بزرگش على محمد خان امير اعظم مىافتاد و بر نفوذ و قدرت يوسف خان افزوده مىشد ؛ تا اينكه بالمره امير اشرف از صحنه خارج شد و كارها به دست امير اعظم و پدرزنش يوسف خان افتاد .
با اينكه يوسف خان مردى سخاوتمند و باترحم بود معلوم نيست به چه سبب نسبت به امير اشرف روش غير منصفانه پيش گرفته بود ، زيرا امير اعظم هرو را در مضيقه اقتصادى قرار داده [ بود ] و مردم يوسف خان را محرك وى مىدانستند .
يوسف خان همهكاره و راهنما و مشاور شخص امير اعظم بود تا اينكه در سال 1304 شمسى خزاعى به جاى امير احمدى به فرماندهى قواى لرستان منصوب شد .
حسين آقا [ خزاعى ] كه به وسيله دادن تأمين و انواع وسايل ديگر خوانين ايلات و طوايف را به شهر آورده بود ، از همان اولين ديدار ميانه خوشى با يوسف خان نداشت و آرزو مىكرد روزى او را بر بالاى دار ببيند . بعضى را عقيده بر آن است كه امير اشرف از وى شكايت كرد [ ه بود ] . رسيدن محرم سال 1344 ه . ق . بهترين فرصت را به دست امير لشكر خزاعى داد ، زيرا مشاراليه مىتوانست با تظاهرات مذهبى اهل لرستان را به خود معتقد كند . در ماه محرم آن سال چنان تظاهراتى در مصيبت شهادت حضرت امام حسين ( ع ) نشان داد كه عموم لرستانيان فريفته او شدند . وى با سر و پاى برهنه در حالتى كه كاه بر سر افشانده بود ، در جلو دستجات سينهزنى
هامش
( 1 ) . اصل : طوعا يا كرها .