- فرعون در ادّعاى ايمان خود صادق نبود ، بلكه فقط براى دفع عذاب آن را بر زبان آورد .
- اين اقرار او فقط ناشى از تقليد محض بود ، همانطور كه خود نيز گفت : ( الذى آمنت به بنو اسرائيل ) .
- بيشتر يهوديان تمايل به تشبيه و تجسم داشتند ، لذا به گوسالهپرستى پرداختند ، چون مىپنداشتند خداوند در جسد آن گوساله حلول كرده ، پس گويا به خدايى ايمان داشتند كه موصوف به وصف جسميّت و ماديّت است و هر كس چنين اعتقادى داشته باشد كافر است .
- فرعون فقط به توحيد اقرار كرد ، امّا نبوّت موسى را تصديق ننمود و به همين دليل هم ايمانش مردود شد .
از امام رضا ( ع ) پرسيدند : وقتى فرعون گفت ( مرا رها كنيد تا موسى را بكشم [ 1 ] ) چه چيز او را مانع شد ؟
آن حضرت فرمود : بلوغ فكرى و حلال بودن مولدش مانع او شد ، چون هيچ كس جز زنازاده مرتكب قتل انبياء و اولاد آنها نمىشود .
در اين خصوص مىگوئيم : اخبار صحيحه اين مطلب را تأييد مىكند كه فرعون حلال زاده بوده و به همين دليل مرتكب قتل موسى نشده در حالى كه افرادى كه در واقعه كربلا حضور داشتند همگى حرامزاده يا نطفهء حيض بودند و از اين مطلب استفاده مىشود ، هر كس با اهل بيت عليهم السلام عداوت داشته و اعانت در قتال با آنها نموده ، نيز قطعا حرامزاده است .
در روايتى آمده است : هيچ كس جز ولد الزّنا ، بغض و كينه اهل بيت را در دل ندارد .
ولى كسانى كه در جنگ با آنها حاضر شده و سياهى لشكر بودهاند ، امّا قتال نكردهاند از نطفهء حيض بودهاند .
در ( قصص انبياء راوندى ) از امام كاظم ( ع ) روايت شده : موسى وقتى بر فرعون وارد شد به درگاه الهى عرضه داشت : خداوندا از كشته شدن توسط او به تو پناه برده
هامش
[ 1 ] سوره غافر ، آيه 26 .