1 . ميرزا حبيب اللّه خان يمن الملك كمالوند نماينده لرستان در مجلس شوراى ملى .
2 . ميرزا اسد اللّه خان كمالوند ( مفلوك ) برادر ايشان كه مردى درويش مسلك و درستكار بوده و ديوان اشعارى هم دارد كه غالبا متفرق است و هنوز هم جمعآورى و تدوين نشده [ است . ]
3 . ميرزا محمود خان وثوق الملك كه او هم برادر مرحوم يمن الملك بود و چند سال رياست كابينه ايالتى لرستان را به عهده داشت و [ در ] سال 1316 فوت كرد .
4 . مير شيخ على خان ساكى .
5 . مير غيظى خان ساكى .
6 . رستم خان بهادر السلطان طولابى .
7 . خان بابا خان ، برادر ايشان .
8 . محمد خان بهادرى طولابى .
9 . حاج اسحاق .
10 . محمد كاظم .
11 . با اين خوانين عدهاى هم بودهاند كه از آن جمله على جان و طالب قصاب افراد يمن الملك ، [ ؟ ] ، نقى ، محمد صادق پسر رشيد كوسه و حسين سوختهزار ساكى و اسد اللّه خان [ و همچنين ] رفقا و همراهان مير شيخ على خان را نيز بايد در جزو مهاجرين لرستان نام ببريم .
پنج نفر اخير چون در اولين سال ورود نظام السلطنه در دستگاه او خدمتگزار بودند و بيشتر از ديگران جهت امرار معاش به نظام السلطنه احتياج داشتند ، لذا به حكم نظام السلطنه مأموريت يافتند كه دو نفر از سران لرستان را از ميان بردارند و بههمين سبب جرأت مراجعت به لرستان را نداشتند و براى اجتناب از نزاع ديگرى كه در واقع غير قابل اجتناب بود ، نمىتوانستند نظام السلطنه را رها سازند و باوجوداين سرانجام با نزاع ثانوى هم مواجه گرديدند و در نتيجه بواسطه حس انتقامجويى و كينهتوزى شخص نظام السلطنه عدهاى از سران لرستان بدون گناه كشته شدند .
نظام السلطنه بعد از ورود به استانبول باوجود سفارتخانه و حضور سفيركبير نماينده رسمى دولت شاهنشاهى ايران باز هم خودش را رئيس حكومت موقتى مىناميد . از آمدن مهاجرين به استانبول تا متاركه جنگ ( 18 آبان 1298 ) قريب يك سال و نيم طول كشيد . بعضى از آقايان مهاجرين به برلن رفتند و بقيه در استانبول ماندند . نظام السلطنه همانطور خودش را رئيس حكومت موقتى و فرمانده قواى ايران مىدانست . عثمانيها هم حقوقى كه براى مهاجرين معين
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى ) — صفحة 710
مساهمون: محمد رضا واليزاده معجزى
ص٧١٠