خاك ايران در خاك و خون كشيده شد .
روسها براى اينكه پشت جبهه خود را حراست كنند ، در مركز ايران هم نيرويى فراهم كردند و چون به قزوين رسيدند ، دموكراتها و طرفداران آلمانها اين را بهانه كردند و در نتيجه عدهاى از نمايندگان دموكرات مجلس و سران اين حزب با وزيرمختار آلمان در تهران ، از شهر بيرون رفتند و مردم را هم به پيروى از خود تشويق كردند و بدينگونه واقعهاى در تاريخ ايران پيش آمد كه آن را مهاجرت نام دادند .
از طبقات مختلفه نمايندگان مجلس و چند تن از روزنامهنويسان و سياستمداران و عدهاى هم مردم « 1 » خردهپا بودند .
جمعيت مهاجرين نخست به قم رفتند و در آنجا با هدايت وزيرمختار آلمان پرنس رويس « كميته نجات ملى » را تشكيل دادند و به سه دسته تقسيم شدند :
دستهاى به سوى اصفهان و بختيارى براى تحريك و تجهيز مردم جنوب ايران [ رفتند ] .
عدهاى از راه ساوه به سوى همدان براى تحريك طوايف مغرب ايران رهسپار شدند .
و عده ديگر چندى در قم ماندند و [ سپس ] آنها هم بهسمت مغرب حركت كردند .
البته پيداست كه متفقين آلمانها كه از اين گيرودار زيان بسيار مىبردند آرام ننشستند و به همين جهت از نواحى مختلف در مركز ايران و بيشتر در مغرب جنگهايى در ميان مهاجرين و ژاندارمهايى كه همهجا به فرماندهى افسران سوئدى خود به يارى آنها برخاسته بودند ، درگرفت و حوادث سوزناكى فراهم شد كه نتيجهاش جز كشته شدن ايرانيان و ويران شدن نواحى مختلف ايران و سرانجام قحطى معروف سال 1296 ش . چيزى ديگر نبود .
هنگامى كه مهاجرين هنوز از قم نرفته بودند ، جمعى از هواخواهانشان كه در تهران مانده بودند ، و مرحوم مستوفى نخستوزير آن زمان از ايشان پشتيبانى مىكرد ، اصرار داشتند كه احمد شاه پادشاه قاجار هم از تهران به اصفهان برود و پايتخت را به آنجا ببرند .
كار به جايى رسيد كه روزى احمد شاه رسما تهيه سفر خود را ديده و وسايل رفتن او را آماده كردند و همه اعيان شهر در محوطه قصر گلستان براى وداع با او يا همسفر شدن با او گرد آمدند ، و سرانجام اصرار و تأكيد بعضى از پيران و متفقان آن زمان و تهديد سخت انگلستان و روسيه او را از
هامش
وطنپرست لرستان كشته شدهاند . يك نفر لرستانى به قيد سوگند مىگفت در يكى از شبهاى تاريك شش نفر سالدات روسى را با استفاده از تاريكى شب به قتل رسانيده است .
( 1 ) . اصل : مر .