شوند موقعى كه نظام السلطنه وارد دالان حسينيه شد بر خلاف تصور عبد العلى جز چند نفر اشخاص بىاسلحه كسى با او همراه نبود . عبد العلى جلو رفته به نظام السلطنه سلام كرد و گفت : " آقاى نظام السلطنه شما از طرف دولت مشروطه بهسمت حكمران لرستان برگزيده شدهايد و بايد خودتان طرفدار مشروطيت و آزادى باشد . "
نظام السلطنه از اظهارات بىمورد عبد العلى باطنا بىاندازه خشمگين شد ولى به ملاحظه موقعيت به روى خود نياورد . فقط به اداى اين جمله اكتفا كرد و گفت : " آقاى عبد العلى خان وقتى كه ساز را به دست آدم ناشى بدهند در سر بزرگش فوت مىكند . البته وقتى كه مملكت رژيم مشروطه دارد و داراى پارلمان است من به تنهايى نمىتوانم مستبد باشم . "
درهرحال نظام السلطنه وارد انجمن شد و با سران مشروطه آشنايى پيدا كرد و در ضمن گفتگوهايى باهمديگر كرده و براى برنامه آينده نظراتى ابراز داشتند و نظام السلطنه به رسم سياستمداران سخنانى دو پهلو اظهار داشت و بعد از صرف ميوه و شيرينى از انجمن بيرون آمده به دار الحكومه رفت .
در پايان اين مقال هرچند موجب اطناب مىشود ليكن بىمورد نيست كه دورنماى آن روز خرمآباد و لرستان را از لحاظ خوانندگان اين كتاب بگذارند .
دورنماى طوايف و خوانين ايلات و مردان سرشناس خرمآباد به وجه اختصار
منطقه لرستان مقارن انقلاب مشروطيت منقسم بود بين ايلات و طوايف و به چند حوزه تقسيم مىگرديد :
الف : منطقه نفوذ نظر على خان امير اشرف كه شامل قسمت بزرگى در خاك لرستان و مشتمل بر بخشهاى طرهان ، دلفان ، چگنى و اليشتر بود . امير اشرف چون بر قطعه عظيمى از خاك لرستان تسلط داشت ، من باب رقابت با والى پشتكوه كه دشمن ديرين او بود ، خود را والى پيشكوه خواند . ولى دو سال يكمرتبه چوب اين رقابت را مىخورد و والى پشتكوه يكى از پسران يا سرداران سپاه منظم و نيرومند خود را مىفرستاد و او را مىتارانيد و عملهاش را غارت مىكرد و غالبا يكى از پسرانش را بهجاى او حاكم منطقه طرهان مىكرد .
در منطقه نفوذ قلمرو حكومت امير اشرف دو نفر ديگر از خوانين بودند كه غالبا گردن به اطاعت او خم نمىكردند و مزاحم او بودند و سرانجام هردو نفر نيروى خود را روى هم ريخته و عليه امير اشرف متحد شده او را به سختى شكست داده ، خودش را هم اسير كرده مدتى توقيف