به اعتبار تربيت دربارى و خون تاتارى زمينه پرورش و رشد و نمو آن در مزاج شاهزاده عبد المجيد ميرزا موجود بود ، در سايه اينچنين حكومت مستبدى در مغز و فكر او تقويت يافته و به مرور زمان با مزاجش عجين و در آينده كه زمام مملكت به دست وى افتاد و ميدان وسيعترى براى تاختوتاز به دست آورد ، آن همه قال و قيل و سروصدا راه افتاده تا بالاخره فشار احرار روزبهروز بيشتر شد و منتهى به سقوط دولت شاهزاده و صدور دستخط مشروطيت گرديد .
پلههاى ديگر ترقى شاهزاده
هرگاه ادوار خدمت شاهزاده عبد المجيد ميرزا را بررسى كنيم ، مىتوانيم آن را به شش دوره متمايز تقسيم نماييم :
1 - دوره ميرآخورى و تصدى اصطبل مظفر الدين ميرزا ، وليعهد ايران و والى آذربايجان .
2 - حكومت در شهرها و شهرستانهاى درجه دوم قلمرو آذربايجان و افتخار دامادى مظفر الدين ميرزا وليعهد ايران
3 - دوره پيشكارى آذربايجان و جلوس بر مقام و مسند رئيس و مربى و استاد خود امير نظام گروسى و تصدى مشاغل ديگرى از آن قبيل .
4 - واليگرى لرستان و بروجرد و خوزستان .
5 - حكومت تهران
6 - صدارت ايران
بعد از اينكه مدتى از دامادى عبد المجيد ميرزا گذشت ، بخت با او يارى كرد و امير نظام گروسى پيشكار وليعهد كه متهم به مدارا با بلواكنندگان در امر رژى شده بود ، به تهران احضار و بعد از عزل اقبال الملك در تاريخ پنجم جمادى الاولى 1309 بهسمت فرمانفرمايى « 1 » كردستان و كرمانشاه به تعيين و ميرزا عبد الرحيم قائم مقام تبريزى جاى او را گرفت ، ولى طولى
هامش
( 1 ) . حسنعلى خان امير نظام گروسى در مقام ديگر او را به خوبى شناساندهايم يكى از رجال لايق و مقتدر و نيكنام و درس خوانده و دانشمند و آشنا به اوضاع و سياست دنيا در عصر قاجاريه بوده است وى از جمله چند نفر اشخاص معدودى است كه از هر حيث شايستگى احراز مقامات عاليه را داشته و مشاغلى را كه در داخل يا خارج كشور به وى سپرده شده ، با نيكنامى و قدرت اداره كرده است . در آذربايجان حكومت واقعى در دست او بود و وليعهد فقط جنبه تشريفاتى داشته . مىگويند امير نظام به قدرى در كارها توجه و دقت داشته كه حتى در مخارج وليعهد نيز نظارت دقيق داشته و از ولخرجى او جلوگيرى مىكرده است .