تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩

ظل السلطان بعد از انجام كارهاى اصفهان با اردوى عظيمى به عراق رفت كه از آنجا به لرستان برود

ظل السلطان بعد از اعزام حسين قلى خان ايلخانى به خوزستان و ميرزا محسن خان مظفر الملك به لرستان مشغول تهيه مقدمات سوق دادن نيروى عظيم و مجهزى به لرستان گرديد زيرا همان‌طور كه لرستانيان از شاهزاده بيم و هراس داشتند ، او نيز از عشاير سلحشور و جنگجوى لرستان واهمه داشت و براى اين‌كه بتواند اين ايالت افسانه‌اى را رام و مطيع خود سازد يك اردوى عظيم « 1 » را براى تسخير لرستان از اصفهان حركت داد كه بعد از تمشيت امور شهرستان اراك ( سلطان‌آباد ) كه آن هم در همان سال به قلمرو فرمانفرمايى شاهزاده ضميمه شده بود ، به لرستان بيايد . شاهزاده از اصفهان به نجف‌آباد رفت و از آن‌جا شكاركنان به كرّون و از آنجا به فريدن و بالاخره وارد گلپايگان شد و از آن‌جا به اراك رفت و در اراك سلطان عبد المجيد ميرزا ناصر الدوله ( پسر فيروز ميرزا نصرت الدوله ) و عبد اللّه ميرزا حشمت الدوله به اردوى شاهزاده پيوستند و ناصر الدوله شاهزاده را در قريه امرآباد ملك خود پذيرايى كرد و چون علاقه او را به شكار مىدانست ، او را با دو هزار نفر از همراهان به شكار برد و قريب يك هفته از او و همراهانش پذيرايى كرد . ظل السلطان در اين جرگه شكار و چند فقره شكار ديگر ارقامى را از كشتار انواع جانوران ، به ويژه گوسفندان كوهى ذكر كرده كه خواننده را به رقت مىاندازد . در پايان اين شكارها و مهمانيها شاهزاده اردو را به‌سمت بروجرد حركت داد .
هامش
( 1 ) . ظل السلطان در تاريخ مسعودى مىنويسد : " مىتوانم بگويم بعد از جد بزرگوارم نايب السلطنه ، چنين اردوى عظيمى در ايران حركت نكرده بود . " واحدهاى اين اردو بنا به نوشته شاهزاده از اين قرار بوده است : " پنج فوج تمام سرباز ، دو هزار سوار ، پانزده عراده توپ ادخاديوز اطريشى ، 9 عراده كوهستانى گلپر هفت ، شش عراده توپ صحرايى گلپرهشت . چهار توپچى آزموده و تعليم يافته " و بعد از اين توضيحات مىنويسد : " اين اردوى نظامى اختصاصى وى بود كه بالغ بر هفت هزار نفر بوده‌اند كه همه بر تفنگهاى ورندل ، كه آن اوقات مدرنترين سلاح جنگى بود ، مسلح بوده‌اند . " علاوه‌براين هفت هزار نفر سرباز احصائيه غلامان خاصه ، كاكاها و ساير نفرات خاصه او كه همواره پيرامون خود شاهزاده بوده‌اند ، به هزار و دويست نفر مىرسيده كه اين اردو هميشه از اردوى نظامى قدرى فاصله داشته و خيمه و خرگاه جداگانه در منازل و مراحل بر مىافراشته‌اند . فرماندهى اردوى هم به عهده خود ظل السلطان بود و در نهايت نظم و ترتيب آن را به سوى عراق مىبرد كه از آن‌جا به لرستان بيايد .