48 / 13 - مولانا عبد الرزاق دانشمند و مولانا شكر شربتدار
48 / 15 - استاد زيتون چارتارى
48 / 17 - از آن انديشه كن كاين جان كم بخت الخ
49 / 6 - به فكر آن افتاد كه مبادا كيارستم
49 / 12 - و شآمت قرابهادر و حرام نمكى آن . . . سرايت كرد
49 / 14 - و در سياهكلهرود در آستانهء سيد حسين ناصر دفن كردند
51 / 1 - به دست مىگيرد
51 / 18 - راى تو ز راه مملكت صدمهه بود
53 / 10 - امير محسن
55 / 20 - يك صد سر گوسفند و پنجاه سر گاو . . .
56 / 9 - اطراف ممالك معمور
مولانا عبد الرزاق دانشمند و كيارستم سپهسالار رشت و نادرهء روزگار استاد زيتون سازنده و ملاشكر شربتدار
استاد زيتون قپچى
اين دو بيت در نسخه كتابخانهء ملك نيست .
به فكر آن افتاد كه : آلوچو به آلو نگرد رنگ برآرد كه مبادا كيارستم
و شآمت حرام نمكى قرابهادر و كيارستم و چندين كس ديگر سرايت كرد .
اين سطر در نسخهء كتابخانهء ملك نيست و به جاى آن مطالب زير آمده است از جمله نواب اعلى بعد از صدور اين قضايا ، مرشد قلى خان شاملو را كه منصب وكالت با ايالت جمع كرده بود ، در ولايت سمنان به قتل رسانيده ، من بعد امر وكالت را به هيچيك از امرا مفوض نساخته ، اسم وكالت را در ايران موضوع گردانيد و عبد المؤمن خان اوزبك پادشاه ماوراء النهر كو كلتاش بهادر وكيل خود را در بلدهء بخارا به قتل رسانيد . الحاصل بيت :
هركه بيرون نهد قدم ز گليم * افكند خويش را به ورطهء بيم
مكن با ولىنعمت خود ستيز * كه گردى سزاوار شمشير تيز
خاتمت احوال قرابهادر و كامران ، به توفيق ملك منان رقم زد كلك بيان خواهد گشت .
به نمد مىگيرد
راهى ( - راه ) تو ز راه مملكت يك مهه بود
امير محسن وندركاهى
يكصد و پنجاه گاو و گوسفند . . .
اطراف ممالك مسرور