كه ويران كند خاندان كهن
36 / 5 - كه از معتمدان و محرمان
36 / 6 - درم و دينار كه صياد قلوب سنگ نظر و جان تنگ حوصله است ، فريب داده ، قرار مىدهد كه سلطان محمود خان را به روشى كه داند و تواند مسموم گردانيده . . .
36 / 11 - زهر جانگزاى در هندوانه داخل نموده ، به سلطانزادهء سادهلوح مىدهد . . .
شاهزادهء مظلوم مهموم در آن غريبى در عنفوان شباب و جوانى به عز شهادت فائز شده از اين سراى پر رنج و عنا به دار سرور و غنا مىخرامد
36 / 15 - دريغا كه سلطان گيلان نماند الخ
36 / 18 - چه مستى است ندانم كه رو به ما آورد الخ .
37 / 1 - و بعد از آن ملاى بىايمان احمال و اثقال خود را گذاشته و به استر باد رفتار رهوار كه جهت آن روز مهيا و آماده داشت سوار شده ، جريده روانهء لاهجان شد . بعد از قطع منازل و طى مراحل به كوله رودبار لاهجان رسيده
37 / 4 - اكابر و اشراف
37 / 6 - به مكان لايق و جاى موافق
37 / 10 - تظلم و بيدادى اظهار نمودند و از ايذاى خان احمد و ظلم و بيدادى او فريادى مىشوند
37 / 12 - شاه طهماسب اول رنجى و نخستين رنجشى
كه شربتدار خان احمد بود و از معتمدان و محرمان
درم و دينار مولانا را فريب داده ، قرار مىدهد كه به روشى كه داند و تواند سلطان محمود خان را مسموم گردانيده . . .
زهر جانگزاى به شربت داخل كرده ، به سلطان محمود خان داده . . .
اين سه بيت در نسخهء كتابخانهء ملك نيست .
اين بيت در نسخهء كتابخانهء ملك نيست .
احمال و اثقال خود را گذاشته و به استر راهوار سوار شده « جريده رو كه گذرگاه عافيت تنگ است » به اضطرار و اضطراب تمام روانهء لاهجان مىشود و بعد از قطع منازل و مراحل بعيده به كلهرودبار لاهجان رسيده
ارباب عمايم و صلحا
به مكانى لايق مناسب
تظلم و بيدادى از جور و ستم خان احمد نمودند
نواب كشورستانى اول رنجشى
تاريخ گيلان ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
ص٣٠٣