تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
اشتغال مىنمود و مطلع آن ابيات اين است :
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند * و اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
و بعد از انقضاى مدت پانزده سال ، سپه‌سالار بو سعيد مير مومى اليه ، به اتفاق بهزاد بيك - وزير گيلانات - و سپه‌سالاران و اعيان ، به مازندران به نزد شاه عباس رفته و در خطهء آمل مريض شده ، او و حاجى على خان - سپه‌سالار كوچسفهان - به جوار رحمت ايزدى پيوستند . و بو سعيد مير را وكلاى او ، به فومن آورده ، در موضع شنبه بازار ، به جوار مقبرهء آباى او مدفون ساختند .