تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيلان ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢

گفتار در بيان عزيمت ميرزاى عالميان به وزارت ملك خراسان و خاتمت حال او به تقدير قادر مستعان .

بر رأى دقايق پيراى ارباب بصيرت كه ناظمان مناظم ملك و ملت و دين و دولت‌اند مستور و محجوب نخواهد بود كه پيشهء روزگار و انديشهء ليل و نهار هميشه اين بود كه در مقام گزند پروردگان خود باشد . تجربه شاهد است كه هرگاه نهال اقبال و شجرهء آمال صاحب دولتى را سايه گستر و بارور سازد ، در عين كمال ، خلل‌پذير عين الكمال گرداند . بيت :
جهان آن به كه دانا تلخ گيرد * كه شيرين زندگانى تلخ ميرد
شاهد اين حال در اين مقال صورت احوال ميرزاى عالميان است كه در عين استقلال ، مقهور قهرمان پادشاه گرديده و تاب بىلطفى و بىعنايتى نياورده ، عالم‌گذران را بدرود نمود .
كدامين عيش دنيا را غمى درپى نمىباشد * بلاى هجو معزولى است در دنبال منصب را
شرح واقعهء مذكوره آنكه چون ميرزاى عالميان ، حسب الفرمان قضا جريان ، به رتبهء ارجمند وزارت كل خراسان سرافراز گرديد ، حكم شاه عباس صدور يافت كه سان عساكر خراسان ديده و به حقيقت مداخل و مخارج
تاريخ گيلان ( فارسى ) — صفحة 182 | ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى / منوچهر ستوده