پنجشنبهء بيست و دوم ربيع الثانى سنهء اثنى و الف در باغ كيافريدون نمك به حرام - سپهسالار لاهجان - بر سر او ريخته ، به لطائف الحيل به قتل او مبادرت نمود [ ندو ] به شمشير بو سعيد و ضربت كرم اسوار ، به دار البوار پيوسته ، سزاى حرام نمكى خود معاينه ديد . بيت :
مپندارم اى در خزان كشته جو * كه گندم ستانى به وقت درو
چنانچه ماده تاريخ قتل كيافريدون است . تاريخ :
تدبير كس نكرد چو تدبير بو سعيد * فرياد بر كشيد كه شمشير بو سعيد
و بعد از قتل او به راه جهود كلايه بيرون رفتند .
و با آنكه درويش محمد خان اروملو ، با پانصد نفر قزلباش ، در قلعهء لاهجان اقامت داشتند ، سالما غانما به در رفتند و هيچكس از عراقيان ، ايشان را جرأت تعاقب ننمودند .
لاجرم مخالفت اكابر لاهجان و به قتل آمدن كيا فريدون ، مسموع شاه عباس گشته ، وقوع اين حادثات را از تمهيد مير عباس سلطان چپك دانست .
چون مشاراليه همواره انيس مجلس خاص بود و لاهجان را گذاشته ، ملازمت اردو مىنمودند ، بنابر وقوع مخالفت مردم لاهجان و هرجومرج ولايت بيهپيش ، مزاج شاه عباس نسبت به مشاراليه ، بدگمان و منحرف گشته ، شب چهارشنبهء دوم شهر محرم الحرام سنهء ثلث و الف ، موافق سيچقان - ئيل ، شاه عباس در دكان سعدى چلاوى نزول فرموده ، با جوانان امرد سمن - عذار لاله رخسار سيمين ساق و شيرين [ گفتار ] بادههاى رواق به جلوه در آورده بودند . حسب الاشارهء شاه عباس ملك جهانگير - ولد ملك سلطان