براي طلب مال تسليم خانجهان كردند - مدت شش ماه دستور هواخواه هرروز در مسند نشستي - دران محل ملك شمس الدين را چندان ميزدند كه چوب شكسته شدى - و ذره ذره گشتي اما زهي دليريء ابو رجا كه چندين لت مىخورد هيچ وقتي لفظ توبه نگفت - هرروز چندان لت خوردي از غايت لت بىطاقت شدي - پاي او گرفته كشالهكنان از پيش مسند خانجهان بيرون ميآوردند - باز روز ديگر دو چندان لت خوردي - چون مدت شش ماه دستور هواخواه ملك شمس الدين اهل تباه را لتهاي بليغ و شدتهاي گوناگون كرد بعد ازان از حضرت شاه و مكنت شهنشاه فرمان بجانب خانجهان آمد تا شمس الدين ابو رجا را در مروت و تهلك جلا كنند - و اين تهلك و مروت سمت غربست ميان نهالستانها و بيابانها - و دران زمين بىآبيها بسيارست - چنانچه مناسب آن شيخ سعدي عليه الرحمة و الغفران فرمايد * * بيت *
* در بزرگي و دار و گير عمل * * * ز آشنايان فراغتي دارند *
* روز درماندگي و معزولي * * * درد دل پيش دوستان آرند *
القصه بطولها و عز قبولها چندگاه كه حضرت فيروز شاه در حيات بود و بر تختگاه مملكت جولانگري مينمود ملك شمس الدين ابو رجا