تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
* هرچه كه سلطان بكند آن كنند *
اكنون نبشته آيد از افسانهاي روش ملك عماد الملك بشير

[ افسانهء شرح مال عماد الملك ]

- منقول‌ست عماد الملك مال فراوان و زرهاي بىپايان داشت - مال او از كرورات گذشته بود - چنين گويند راويان شريف برين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف كه وقتى بدرهء تت براى مال ملك عماد الملك حاجت شده مبلغ دو هزار و پانصد تنكه را همين تت براي بدرها خريد كردند - و بهاي بدرهء تت چهار چيتل مىباشد - حاصل ازين آنست كه اين مقدار مال كثير بر عماد الملك بشير موجود شد كه مبلغ دو هزار و پانصد تنكه را بدرهء تت خريد كردند - معهذا چون كاركنان ملك مذكور مشهور روزنامهء رخت خانه پيش عماد الملك گذرانيدند دران محل پيش خواندند بهاي بدره تت مبلغ دو هزار و پانصد تنكه - چون روزنامه پيش او گذشت درين لفظ گفت - چون مال از قياس بدره كردن بگذرد آنچنان مال را در بدره كردن مصلحت نيست - درين محل ملك عماد الملك كاركنان خود را بر راه كرد - و اين لفظ از زبان برآورد تا چاهها بكارانند « 2 » - و آن را گچ كنانند - اين جميع مال را بطريق « 3 » غله دران چاهها اندازند - ازان باز همچنان كردند - در گنجينهء حضرت شاه و خزائن و دفائن آن شهنشاه مال مقداري بود - ازان « 4 » سبب كه سلطان فيروز شاه بالهام حضرت إله حاصل مملكت خود را بر جميع خلائق
هامش
( 2 ن ) بكاوند * ( 3 ن ) طريقهء * ( 4 ن ) بدان *