تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
خانجهان بندهء درگاه خود را از مسند معزول كرد - چون من بنده بر مسند خويش در چوكهندي پيس دربار حضرت جهاندار بنشينم دران محل جملهء خلائق دهلي براى ديدن بيايند - چه گويند كه خانجهان بر مسند نشسته است - برين وجوه من بنده مرتبهء مسند ميخواهم - و نهالچهء « 2 » زردوزي بهركه فرمان شود بدهند - ازين سخن سلطان فيروز تبسم كرد * * بيت *
* من « 3 » نفروشم گليم من نفروشم * * * كر بفروشم برهنه ماند دوشم *

[ افسانه مغرولىء عين الملك ]

- منقولست عين الملك را عين ماهرو گفتندي « 4 » - حضرت فيروز شاه بر آئين قوانين تختگاه در عهد دولت خويش از آثار اسرار ملكيء بيش در آغاز جلوس اشراف ممالك و ديوان وزارت اجلاس كرد - تا كارهاي مملكت « 5 » و عملهاي سلطنت بپرداخت رساند - و عين الملك مردي دانشمند كامل و فاضل در خرد اكمل و در كفايت و درايت اشمل - بلكه در كماليت عقل و فهم اينچنين كه راويان شريف بروايت لطيف برين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف گفته - و جوهر گوهر صدق بصدق سفته - اندران ايام كه در عهد سلطان محمد « 6 » بن تغلق شاه از ذات برادران عين الملك
هامش
( 2 ن ) و تهالچهء زردوزي فرمان شود بظفر خان بدهند * ( 3 ن ) نفروشم سز كله من نفروشم * ( 4 ن ) گفتند * ( 5 ن ) ممالك * ( 6 ن ) سلطان محمد شاه بن تغلق شاه *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 406 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين