كردن نميتوانست - آن پاي طريقهء انگشت ششم كه بر دست آدمي باشد همچنان مينمود - چندگاه پيش دربار بسته بودند *
* مثنوي *
ششم انگشت بهر رنج باشد * * نه از وي زيب بحر « 2 » رنج باشد
[ افسانهء گاو كه سم او بطريقهء سم اسپ غير چاك بود ]
- اين مورخ آن را ديده بود - سمهاي دو دست او طريقهء سم اسپ - و سمهاى دو پاى او طريقهء سمهاى گاوان با چاك - و آن گاو برنك سپيد مينمود آرى زهى عجائبات قدرت حضرت « 3 » إله جل جلاله و عم نواله *
* بيت *
اگر پاى پيلست و گر پرمور * * بهريك تو دادي ضعيفي و زور
ايدون و هميدون آغاز كرده شود بيان عظمت بعضي خانان درگاه و بعضي ملوك بارگاه حضرت فيروز شاه بمتابعت مؤرخان تواريخ هريك پادشاه
مقدمهء ششم بيان عظمت خان اعظم تاتار خان
نقلست خان اعظم و خاقان معظم صاحب السيف و القلم « 4 » برگزيدهء حضرت سبحان جل جلاله و بركشيدهء خسرو جهان خان اعظم تاتار خان عليه الرحمة و الغفران - معلوم كسان و مفهوم جهانيان
هامش
( 2 ن ) هزار رنج *
( 3 ن ) حضرت ذو الجلال *
( 4 ن ) و العلم *