براي استماع اين نداي مستثنى كل خلائق بلاد ممالك از اعلى تا ادنى اشخاص بىقياس حاضر آمده - چندان آدمي بر روي زمين جمع شده كه از گفتار و شمار گذشته - چون قاضي نصر الله دران جايگاه در عين خواندن فصل در بيان الفاظ دانگانه رسيد الفاظ تكرار تقرير بر زبان گردانيد - و به گوش جهانيان رسانيد - دانگانه كه آن را دهنگانه گويند زهى روش فيروزشاهي در قسم پادشاهي كه حاصل محصول اين چيزها حضرت شهريار عظام به تمام از رقم بلاد ممالك دور گردانيده « 2 » راويان صادق بروايت « 3 » مصدق برين مورخ گفته و جوهر گوهر احسن سفته مبلغ سي لك تنكه از جمع بلاد ممالك دور گردانيده - و اين تمام چيزها كه دور شده « 4 » در سنه 777 سبع و سبعين و سبعماية بود چنانچه عزيزى مناسب اين حال بازنمود * * مثنوي *
در عدل چنان بكرد بنياد * * كان شير بپاى ميش افتاد
مردم ز منار ذلق افتاد * * بهتر كه زبان خلق افتد
مقدمهء سيوم سوختن زناردار پيش دربار حضرت شهريار
نقل است در عهد دولت فيروزشاهي و دور مكنت حضرت پادشاهي آن شهنشاه برگزيدهء درگاه حضرت الهي جميع آثار اخبار ملكي بدرگاه او آگاهي بود - مخبري صادق بدان درگاه با جاه عالم پناه
هامش
( 2 ن ) كنانيده *
( 3 ن ) بروايات *
( 4 ن ) شده بود *