از بلاد ممالك بوجه ادرار تعين داشتند - بلكه چهار هزار و دويست نفر كه مدام دلريش « 2 » بودند از ديوان استحقاق مشاهره ميبردند - و عهدهدار مستحقان در عهد دولت آن شاه جهان عليحده بود - از صدقهء سلطان فيروز شاه بكرم « 3 » إله هر همه را بخوشي و خرمي گذشت هرچند كه اين ضعيف ميخواهد كه ذكر سلطان فيروز شاه به آخر رساند از غايت بىنهايت الطاف و اشفاق كه آن شهريار را با خلق افتاد به آخر نميرسد - چنانچه مناسب اين حال امير « 4 » خسرو عليه الرحمة ميفرمايد * * بيت *
* يافتي از كشت ازل خوشهء * * * راست كن از بهر خدا « 5 » توشهء *
* گرچه جهانداري و شاهيت هست * * * سوي خدا بين و مشو خودپرست *
* در حق او گشت به خود داشتي * * * دير خصومت شو و زود آشتي *
مقدمهء شازدهم شرح جشنها
نقل است حضرت شهنشاه سلطان فيروز شاه بر قوانين آئين سلاطين اهلگاه در مواسمات روز اعياد و شب برات و روز نوروز جشنهاي عام كردي - درين كار كوشش چون خسروان اهل تبار نمودى
هامش
( 2 ن ) با دل ريش *
( 3 ن ) بكرم الله تبارك و تعالى *
( 4 ن ) امير خسرو ترك الله *
( 5 ن ) ابد *