تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
محروم گردانم - چنانچه شيخ سعدي عليه الرحمة و الغفران فرمايد * * قطعه *
* چه جرم ديد خداوند سابق الانعام * * * كه بنده درنظر خويش خوار ميدارد * * خداي راست مسلم بزرگواري « 2 » و لطف * * * كه جرم بيند و نان برقرار ميدارد *
القصه « 3 » هر قولي و فعلي كه از ذات ملك « 4 » صفات سلطان فيروز شاه شهنشاه شش جهات در امور ملكي و قضاياي مالي صادر شده اينچنين بود - هريكي آثار و اسرار گفتار و كردار شاه جهاندار لائق كتابت تواريخ آمده - آري عجب اسراري - هرچند كه اين مورخ ضعيف شمس سراج عفيف ميخواهد تا ذكر سلطان فيروز شاه به آخر رساند از بسياريء افعال احسن و خصال مستحسن به آخر نميرسد * * بيت *
گر در تن من زبان شود هر موئي * * يك وصف تو از هزار نتوان كرد
معهذا چون ملك اسحاق اين‌چنين كلمات از زبان خسرو ابو البركات شنيد و اينچنين فرمان در دواوين رسانيد جميع خلائق دست بدعا برداشتند * * ابيات *
* الهي « 5 » تا جهان را آب و رنگيست * * * فلك را دور و گيتي را درنگيست *
هامش
( 2 ن ) بزرگي و الطاف * ( 3 ن ) سبحان الله هر قولي * ( 4 ن ) ملكي صفات * ( 5 ن ) خدايا *