آرزانيء نعمت چندان كوشش كرد كه آن قصها در تواريخ مشهور مذكور است - مايه « 2 » بسوداگران داد - اموال فراوان و زرهاي بىپايان پيش ايشان نهاد - ابواب مراحم پادشاهي بر ايشان كشاد - ايشان را مواجب معين « 3 » كرد - دست احسان برآورد - آنگاه در عهد علائي بحكمت كبريائي آرزانيء نعمت پديد آمد - و در عهد دولت فيروز شاه بعنايت آله از آثار انوار عقيدت آن پادشاه به غير كوشش آن شهنشاه آرزانيء غله بدوام بوده - و اين عطاي « 4 » رباني و تاثير كرم « 5 » سبحانيست - تا كار آرزانيء غله به جائى رسيد كه درون شهر دهلي هشت جيتل مني گندم و چهار جيتل مني نخود و جو - مسكين لشكري يك جيتل ميدهد - و ده سير دليده اسپ را ميچراند - همچنين از تاثير عقيدهء پاك آن شهريار طالب دين از هر حبوبى بهر « 6 » يك جنسى آرزان - و از جنس قماش اسباب چنانچه جامه چه از جنس سپيدينه و چه از جنس نرمينه جمله چيزها آرزان - دران ايام شهنشاه عظام فرموده تا نرخ شيرينها از گذشتها چيزي فرود آرند - چون جمله آرزان شود نرخ شيريني كم كردن شايد - المقصود در مدت چهل سال كمال در دور آن خسرو خوشخصال از آثار كرم ذو الجلال آرزاني « 7 » بكمال
هامش
( 2 ن ) مال *
( 3 ن ) تعين *
( 4 ن ) عطاي آله *
( 5 ن ) كرم الله *
( 6 ن ) بهريك جنسى آرزان و از جنس قماس چنانچه روغن ستور دو و نيم جيتل سيري و شكرتري سه و نيم جيتل سيري و از جنس قماش اسباب چنانچه جامه *
( 7 ن ) اينچنين آرزاني *