تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
پرتدبير بىنظير مالي كه هرعمالي از تاثير قيلى و قالى در قعر زمين فرود برده‌اند دستور مشهور « 2 » از آثار انوار معاملت سطور انگشت در چشمهاي ايشان مياندازد و بيرون ميآرد - وزيران شهرياران دانند كه فرقهء وزرا و زمرهء دستوران مستثنى چه طائفه‌اند * * بيت *
براي جهان ديدگان كار كن * * كه صيد آزمودست گرگ كهن
القصه چون سلطان فيروز شاه برگزيدهء الله تبارك و تعالى تاجدارى صاحب تجربه بود « 3 » ميان بلغاي ملكي از همه فائق مينمود - چون دستور پيش بودي رخ و كلام كام ناكام بغيري نياوردى - و اگر كسى را پيش تخت براي پايبوس ميبردند سلطان فيروز شاه بالهام آله البته بيشتري از معارف مملكت از معرفت « 4 » ابا و اجداد او را شناختى - و اينچنين ادراك از آثار انوار طبيعت حافظه ( كه حضرت آله در ذات با بركات فيروز شاه عطا گردانيده ) بود - و اگرنه از آدميزاد ضعيف نهاد ( كما قال الله تبارك و تعالى
خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً
) اينچنين ادراك اكبر چگونه ميسر آيد - كه چندين هزار در هزار آدمي را ( كه براي پايبوس ميآرند ) از آبا و اجداد بشناسد - و با ايشان بتكلم « 5 » هم به زبان ايشان درايد - و خلق نمايد - و آن اشخاص را بخوشي و خرمي بازگرداند - و ايشان دعا كنند * * بيت *
چو شاه جهان از جهان برترست * * جهان كان گوهر شد او گوهرست
هامش
( 2 ن ) مشهور مستور * ( 3 ن ) بودي * ( 4 ن ) مفارقت - معارفت * ( 5 ن ) متكلم *
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى ) — صفحة 284 | شمس سراج عفيف / ولايت حسين