يكى از انگيزههاى خود را ارادتى كه به صوفيان شهر هانسى دارد ذكر مىكند و در اينباره مىنويسد :
« بيان سلامت ماندن خلق شهر هانسى در محل آن نبشته آيد . زيرا چه اين مورّخ ضعيف شمس سراج عفيف را براى تأليف اين تصنيف يك مقصود همين بود . » « 1 »
عفيف با آوردن آيات و احاديث و اشعارى از شاعرانى چون نظامى گنجوى ، امير خسرو دهلوى ، فريد الدّين عطار ، سعدى شيرازى به اثر خود حلاوتى خاص بخشيده است و همين امر نشان مىدهد كه وى با كتب دينى ، دواوين شعرا و متون فارسى مأنوس بوده است به مطالعهء آثارى چون قابوسنامهء عنصر المعالى ، خير المجالس شيخ ناصر الدّين چراغى ، تذكرة الاولياى شيخ فريد الدين عطار و امثالهم مىپرداخته است . و در مقايسه با تاريخ فيروزشاهى برنى مىتوان دريافت كه عفيف بيش از برنى به نقل آيات و احاديث و اشعار شاعران توجّه داشته است .
مىتوان گفت تاريخ فيروزشاهى عفيف در تكامل سنّت تاريخنگارى فارسى در هند از جايگاه خاصّى برخوردار است .
زمانى كه فيروز شاه درگذشت عفيف سى و دو سال بيش نداشت و تقريبا بيش از دوسوّم سلطنت فيروز شاه را ديده و درك كرده بود ازاينرو وقايعى را كه ثبت نموده بر پايهء مشاهدات عينى خود وى بوده است از اين نظر اطلاعات ارائه شده قابل اعتماد و حائز اهمّيّت است . از فيروز شاه تغلق نيز رسالهء كوچكى تحت عنوان فتوحات فيروزشاهى بهجا مانده است كه در آن فيروز شاه به بيان وقايع احوال خود پرداخته است . نظام الدّين احمد ، صاحب طبقات اكبرى مىنويسد :
« و رسالهاى از تأليف سلطان فيروز شاه كه وقايع احوال خود را جمع ساخته و فتوحات فيروزشاهى نام كرده است بهنظر رسيد . آن پادشاه معدلت پناه بر گنبد عالى كه در مسجد جامع فيروزآباد بنا نهاده و مثمّن است ، بر هشت طرف آن گنبد مضمون اين كتاب را هشت باب خيال كرده فرموده است كه بر سنگ كندهاند . « 2 » »
هامش
( 1 ) . تاريخ فيروزشاهى ، ص 82 .
( 2 ) . طبقات اكبرى ، ج 1 ، ص 239 .