گرفت و سلطان مبارك شاه از راه هتكات « 1 » به گواليار رفت و از راى گواليار خراج گرفته به جانب بيانه بازگشت . محمّد خان اوحدى ، كه خود را به قلعه رسانيده بود ، هرچند دستوپا زد كارى نساخت و چون از مدد سلطان شرقى نااميد بود ، امان خواسته مبارك شاه را ملازمت نمود . سلطان قلم عفو بر جرايم او كشيده به جان و مال امان داد . محمّد خان از قلعه برآمده جانب ميوات رفت و سلطان مبارك شاه « 2 » محمود حسن را جهت محافظت قلعه و ضبط ولايت [ به بيانه ] « 3 » گذاشته پانزدهم ماه شعبان سنهء احدى و ثلثين و ثمانمائه [ 831 / 30 مه 1427 م ] به دهلى آمد .
و در ماه شوّال سنهء مذكوره [ ژوئيه - اوت 1427 م ] قدوى ميواتى را به جهت آنكه با سلطان ابراهيم شرقى همراه شده بود ، به دست آورده به قتل رسانيد . و ملك سرور الملك وزير را جهت ضبط ولايت ميوات فرستاد . مردم آن ولايت مواضع خود را ويران ساخته به كوه درآمدند . و جلال خان برادر ملك قدوى و احمد خان و ملك فخر الدّين و ساير اقربا در قلعهء اندور جمع شدند و ملك سرور باج گرفته به جانب شهر مراجعت نموده .
در ماه ذى القعده خبر رسيد كه جسرت ، كلانور را محاصره نموده « 4 » و ملك سكندر ، حاكم لاهور ، بر سر او رفته منهزم گشته به لاهور آمد و جسرت از آب بياه گذشته متوجّه تسخير قلعهء جالندهر شد و چون بر آن دست نيافت ، نواحى را تاخته و [ كسان بسيار ] « 5 » اسير كرده باز متوجّه كلانور شد . سلطان مبارك شاه ، زيرك خان ، حاكم سمانه و اسلام خان ، امير سهرند را فرمان فرستاد كه ملك سكندر را مدد نمايند و پيش از رسيدن ايشان و ملك سكندر ، راى كلانور را با جمعيّت او همراه گرفته تا آب بياه رفت و از قسم غنايم هرقدر كه جسرت از نواحى جالندهر به دست آورده بود استرداد نموده به لاهور برگشت .
پاورقی
( 1 ) . پت : هتكايت . س . م ، 1 / 302 . ن ، 1 / 166 : هلكهات . متن انگليسى ، 1 / 302 :Halkant؛ منتخب التواريخ ، 1 / 214 :
هتكانت ؛ طبقات اكبرى ، 1 / 278 : هستكانت .
( 2 ) . ش : « مبارك شاه » ندارد .
( 3 ) . پ . ش : ندارد ، از « پت » افزوده شد .
( 4 ) . ش : كرده بود .
( 5 ) . پ . ش : ندارد ، از پت افزوده شد .