توقّفى « 1 » دارد ، چنانچه بر ماهر در علوم « 2 » ادبيّه اين معنى واضح و لايح است . بنابراين شا [ يد ] بود كه باعث بر عدّ او در جملهء فنون ادبى اين باشد ، و اللّه تعالى أعلم اين است رتبت علم تاريخ در ميان علوم .
و امّا فوايد علم تاريخ بسيار و منافع آن نسبت با طوايف بىشمار است و از معظمات آن هشت فايدهء جليله است كه مذكور مىگردد :
فايدهء اولى « 3 » : نسبت به ارباب معرفت و حال ، آنكه مطّلع بر واقعات روزگار و تقلّبات ليل و نهار ، پيوسته مشاهد تطوّرات شؤون الهى « 4 » ، و ملاحظه تناوب انظار لطفى و قهرى است « 5 » و فحواى كلام
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
[ 55 / 29 ] را [ به ] بصر بصيرت ادراك مىنمايد ( 39 - پ ) و مضمون
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ
[ 55 / 26 ] در ضميرش هر ساعت اتقان « 6 » مىفزايد ، با ادوار الهيّه « 7 » همگى در دوران و با سيور « 8 » اعوام و دهور پيوسته در سيران است .
رباعيه « 9 »
اى نور تو در كلّ مظاهر ظاهر * وى علم تو در جمله محاضر حاضر
بر غير تو اسم مصدريت نه رواست * افعال تو گشته از مصادر صادر
فايدهء ثانيه : نسبت با « 10 » ارباب علم و استدلال ، آنكه از تكثّر مشاهدهء حوادث زمانيّه « 11 » و تكرّر ملاحظهء انشاآت امكانيّه و بقاى امور و جهات منسوبه به حضرت بارى تعالى با وجود ورود « 12 » اصناف نوايب و فناى امور منسوبه به محدّثات با وجود سعى و حفظ مناسب ، از اين جمله عقل حكم مىكند به وجود صانعى قديم « 13 » و مختار واجب الوجود ، كه « 14 » يد قدرت او مقلّب اطوار و مدوّر ادوار است . و اين حوادث امكانيّه بنا بر
هامش
( 1 ) .P: توتفى ؛K: توفيقى
( 2 ) .P: علم
( 3 ) .P: اوّل
( 4 ) .P: الهيه ؛P: الآهى
( 5 ) .P: لطف و قهرست
( 6 ) .P: اتّفاق
( 7 ) .P: الاهيه
( 8 ) .P: سهور ؛K: شهور
( 9 ) .P: شعر
( 10 ) .P: به
( 11 ) .F: زمانه
( 12 ) .KP: دارد
( 13 ) .F: قديمى
( 14 ) .P: كو