Skip to main content

تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى ) — Page 223

Contributors:

P.223

گفتار در تهوّر صاحب قران اعظم در ماوراء النهر و عزم خراسان و عراق كردن و از اين سبب سادات با امير ولى صلح نمودن و استراباد را به دو مسلّم داشتن

چون امير تيمور در سنهء هفتصد و شصت و پنج در ماوراء النهر خروج كرده بود ، و آن ممالك را در تحت تصرّف خود درآورد ، خبر رسانيدند كه : از آب بگذشت و متوجه خراسان است . در همهء ولايت از صولت و عظمت و جلالت او متفكّر بودند . و مآل‌كار را انديشه مىكردند . سيد كمال الدين نيز دانست كه چون رايات نصرت شعار او به خراسان برسد ، و مير ولى در قلعه متحصّن باشد بالضروره به آستانهء او خواهد رفت . و آن زمان محافظت استراباد مشكل خواهد بود . و اين زمان مير ولى خود در مقام التماس است . و به اصحاب و اخوان مشورت نمود ، كه در اين باب راى صواب چيست ؟ مجموع گفتند كه : اولى آن است كه صلح كرده استراباد به امير ولى داده آيد ! چون احبّاى دولت چنان