تا در آن ميان جماعتى روسيان به كشتى نشسته بودند ، از دريا بيرون آمدند و در طبرستان خرابى كردند . آل سامان به استيصال آنها سعى نمودند و به كلى آن قوم را برانداختند .
سيد ناصر مدت چهارده سال در گيلان به اجتهاد علوم مشغول مىبود تا وقتى كه محمد بن صعلوك از قبل سامانيان به آمل و رويان حاكم شد . اهالى گيلان و ديلمان سيد را به استخلاص طبرستان ترغيب نمودند . سيد متوجه طبرستان شد و پسر خود ابو الحسين احمد را به رويان فرستاد ، تا عامل سامانيان كه در رويان بود بيرون كرد .
و سيد ناصر به كلار تشريف فرمود .
اصفهبد كلار بر او بيعت كرد . و از آنجا به قريهء كورشيد آمد . و پسر عمّ خود سيد حسن بن قاسم را به چالوس فرستاد . محمد بن صعلوك با پانزده هزار مرد به موضع بورود مصاف داد . سيد حسن بن قاسم مردانگى كرد . صعلوك را منهزم ساخت .
و رودى كه به بورود مشهور است مىگويند كه خون كشتگان به آب آن رودخانه به دريا رفت و حصار چالوس را به زمين هموار ساخت !
سيد ناصر بعد از دو روز به آمل به سراى حسن بن زيد نزول فرمود . و با خلق طريقهء عدل و انصاف پيش گرفت و گناهها عفو فرمود .
اخطلى شاعر ، حسن بن قاقاسم را - كه داعى الصغير حسينى او است - در بارهء محاربهء بورود مدح مىكند ، و آن روز لشكرآرايى او بود :
و اتيت معجزة ببو رود الّتى * اجريت فيها للدّماء سيولا
قاتلت صعلوك اللّعين بفتية * يزرى الدّيالم نجدة و عقولا
الى آخره .
چون ناصر كبير به آمل مستقيم گشت . و عبد اللّه بن الحسن العقيقى به سارى علمها سفيد كرد ، خلق بسيار از اهل دعوت به ناصر در آمل پيوست . استظهار سيد زياد گشت و گيل و ديلم رو به دو نهادند . جستان بن وهسودان كه حاكم ديلمان بود