چون اصفهبد خورشيد احوال آن طاق بشنيد زهر خورد و بمرد .
از حكومت جيل بن جيلانشاه و دابويه و اولادش تا اصفهبد خورشيد صد و نوزده سال بود . بدين موجب : اصفهبد خورشيد بن داذمهر بن فرّخان بن دابويه بن جيل ابن جيلانشاه . و فرزند ديگر سارويه نام داشت اولاد و نبيرهء او بدين موجباند :
جشنس قهران بن جشنس و خورشيد بن وندرند .
در ذكر تسلط اولاد با دوسپان بن جيل بر رستمدار و انساب ايشان و ذكر ملوك مازندران
در مازندران - چون ملوك رستمدار هميشه تابع مازندران بودند .
اولاد بادوسپان هميشه والى استندار بودند و اگر لب دريا و رويان را بعضى اوقات امراى عرب و داعيان و امراى خراسان مىگرفتند ولى كوهستان تا حدود ديلمستان هميشه در تصرّف داشتند و كبار ديالم و حكّام جيلانات بيشتر اوقات موافق ايشان بودند .
اصفهبد بادوسپان بن جيل اول به رستمدار متمكّن بود ، عادل و كامل بود .
اولاد دابويه با وجود ظلم به اندك روزگار منقضى گشتند و اولاد بادوسپان با وجود عدل و رأفت الى يومنا هذا بر سرير تخت سلطنت مؤبّد و مخلّدند .
جزاى حسن عمل بين كه روزگار هنوز * خراب مىنكند بارگاه كسرى را
اصفهبد خورزاد بن بادوسپان هم بر قواعد پدر سلوك مىكرد و نيكنامى را بر حطامات دنياى فانى ترجيح مىداد .
اصفهبد بادوسپان بن خورزاد بسى عادل بود . در بذل عطا وجود و سخا شهرهء آفاق بودى .
فضيلت جوانمردى و نان دهى است * مقالات بىهوده طبل تهى است
در آخر عهد پسر خود ملك شهريار را وقتى كه ونداد هرمزد به اتفاق اصفهبد