و به قول صاحب تاريخ ، « تا روز دى بدين ماه آبان من السنة مىبود ، پس عزم گرمسير كرد » .
ملك زوزن به روايتى در ساردويه جيرفت « 1 » و به روايت ديگر در اصفهان « 2 » درگذشت و پسر او ملك اختيار الدين به جانشينى او برگزيده شد ، اما شجاع الدين ابو القاسم اعور كه سپهسالار ملك زوزن بود ، قبول اين حكم را نكرد و به دربار خوارزمشاه رفت و خوارزمشاه را برانگيخت تا دستور توقيف اختيار الدين در قلاع صادر شد و فرمان حكومت كرمان بنام غياث الدين معروف به پير شاه - كوچكترين پسر سلطان محمد خوارزم شاه - نوشته « 3 » و شجاع الدين اعور به عنوان سپهسالار او برگزيده شد .
وقتى خبر آشفتگى كار سلطان محمد و حملات مغول شايع شد ، شجاع الدين اعور نيز ذخائر كرمان را بالا كشيد و دعوى استقلال كرد .
حكومت براق
غياث الدين به اصفهان رفت ، و در همين وقت براق حاجب را - كه از نمك - پروردگان دربار خوارزمشاهى بود - براى جلب كمك دربار شمس الدين ايلتوتمش پادشاه دهلى ، از راه كرمان به هندوستان فرستاد .
وقتى براق از جيرفت رد مىشد ، به قول صاحب تاريخ كرمان ، « گماشتهاى به طلب علوفه نزد ابو القاسم شجاع الدين فرستاد و پيغام داد كه من و تو خادم يك آستانيم و من به فرمان مولاى تو روانهء هندوستانم ، اگر به بعضى تداركات مرا شاد
هامش
( 1 ) - تاريخ كرمان ص 138
( 2 ) - سمط العلى ص 20
( 3 ) - سيرت جلال الدين منكبرنى ص 38