( 98 ) - ص 244 ، دشت حر كويه ؟ شايد هم جركويه ؟ ( رجوع شود به فرهنگ جغرافيائى ايران ) .
( 99 ) - ص 244 ، فرميتن ، از آباديهاى بسيار قديمى كرمان كه آب اصلى ماهان از آن تأمين مىشود . چنان به نظر ميرسد كه سابقا اين آب تا محاذى شهر كرمان مىرسيده ، و زمينهاى جنوبى شهر را مشروب ميكرده است .
اما امروز در جزء ماهان كشت و زرع مىشود و قسمت عمده آن وقف مزار شاه نعمت اللّه ولى است .
كلمه فرميتن از قديمترين كلمات فارسى و جزء دوم آن همانست كه در ميهن و « ميهنه » توان ديد .
( 100 ) - ص 247 ، سليمانى ؟ نهر سليمانى ( ؟ ) البته ده كوچكى به نام سليمانى در رودبار داريم .
( 101 ) - ص 248 ، امير تايسى ، اين نام در سمط العلى به صورت طايسى ضبط شده است ( ص 48 و 51 ) .
( 102 ) - ص 249 ، رودماهى ، شايد همان آباديى باشد كه امروز به صورت روباهى در بخش به زمان ايرانشهر وجود دارد . ( فرهنگ جغرافيائى ايران ج 8 ص 210 ) .
( 103 ) - ص 249 ، شق ، ( با تشديد قاف و كسرشين ) ، كرمان در تاريخ قديم به دو شق شرقى و غربى ( يا گرمسير و سردسير ، صرود و جروم ) تقسيم شده بوده است ، شق بم مركز ناحيه گرمسير آن بشمار مىرود .
( 104 ) - ص 251 ، درختكرد ، ظاهرا باغ و كاخى اختصاصى از بناهاى پادشاه خاتون در كرمان بوده است . به گمان من براى پارك و باغ عمومى ، بهترين كلمه ، مىتواند همين درختكرد باشد . مقصود از اداى سنت درينجا ختنه كردن طغاى شاه است . اين نام در سمط العلى به صورت « طغى شاه » ضبط شده و او فرزند حجاج سلطان و برادرزاده پادشاه خاتون بوده كه در جوانى درگذشته است ( سمط العلى ص 50 ) . اين جوان خيلى مورد توجه پادشاه
تاريخ شاهى ( فارسى ) — صفحة 312
مساهمون: مولف ناشناخته
ص٣١٢